quivery

[ایالات متحده]/ˈkwɪvəri/
[بریتانیا]/ˈkwɪvəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. لرزنده; لرزان

عبارات و ترکیب‌ها

quivery voice

صدای لرزان

quivery lips

لب‌های لرزان

quivery hands

دست‌های لرزان

quivery breath

نفس لرزان

quivery tone

لحن لرزان

quivery smile

لبخند لرزان

quivery body

بدن لرزان

quivery laugh

خنده لرزان

quivery feeling

احساس لرزان

quivery sound

صدای لرزان

جملات نمونه

her voice was quivery as she spoke about her fears.

صدای او هنگام صحبت درباره ترس‌هایش لرزشی داشت.

the quivery leaves danced in the gentle breeze.

برگ‌های لرزان در نسیم ملایم می‌رقصیدند.

he felt a quivery sensation in his stomach before the performance.

او قبل از اجرا احساسی لرزشی در معده‌اش داشت.

her hands were quivery as she opened the letter.

دست‌های او هنگام باز کردن نامه لرزشی داشتند.

the puppy's quivery body showed its excitement.

بدن لرزشی توله سگ نشان‌دهنده هیجان آن بود.

he gave a quivery laugh that made everyone smile.

او خنده‌ای لرزشی داد که باعث لبخند همه شد.

she took a quivery breath before diving into the water.

او قبل از شیرجه زدن به آب نفسی لرزشی کشید.

the quivery sound of the violin filled the room.

صدای لرزشی ویولن اتاق را پر کرد.

his quivery voice betrayed his nervousness.

صدای لرزشی او خیانت‌کارانه‌اش نشان داد.

she felt a quivery thrill as she approached the stage.

وقتی به صحنه نزدیک شد، احساس هیجان لرزشی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید