raceabout

[ایالات متحده]/ˈreɪsəbaʊt/
[بریتانیا]/ˈreɪsəbaʊt/

ترجمه

n. قایق مسابقه‌ای یک‌پایه؛ یاخت برای مسابقه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

raceabout town

مسابقه در شهر

raceabout cars

مسابقه درباره خودروها

raceabout tracks

مسابقه درباره مسیرها

raceabout events

مسابقه درباره رویدادها

raceabout friends

مسابقه درباره دوستان

raceabout life

مسابقه درباره زندگی

raceabout challenges

مسابقه درباره چالش‌ها

raceabout ideas

مسابقه درباره ایده‌ها

raceabout dreams

مسابقه درباره رویاها

raceabout goals

مسابقه درباره اهداف

جملات نمونه

they decided to raceabout the park on their bicycles.

آنها تصمیم گرفتند در پارک با دوچرخه های خود به اطراف بروند.

the kids love to raceabout the playground after school.

بچه ها عاشق این هستند که بعد از مدرسه در زمین بازی به اطراف بروند.

we spent the afternoon raceabout the city, exploring new places.

ما بعد از ظهر را در شهر به اطراف گذراندیم و مکان های جدید را کشف کردیم.

during the festival, people raceabout in colorful costumes.

در طول جشنواره، مردم با لباس های رنگارنگ به اطراف می چرخند.

he always likes to raceabout the track during practice.

او همیشه دوست دارد در طول تمرین در پیست به اطراف برود.

it's fun to raceabout with friends on a sunny day.

با دوستان در یک روز آفتابی به اطراف رفتن سرگرم کننده است.

they often raceabout the neighborhood, playing games.

آنها اغلب در محله به اطراف می چرخند و بازی می کنند.

we watched the dogs raceabout the yard, chasing each other.

ما سگ ها را در حیاط دیدیم که به اطراف می چرخیدند و تعقیب می کردند.

the children raceabout the house, excited for the party.

بچه ها با هیجان در انتظار مهمانی در خانه به اطراف می چرخند.

on weekends, they love to raceabout the beach.

در آخر هفته ها، آنها عاشق این هستند که در ساحل به اطراف بروند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید