ragbags

[ایالات متحده]/ˈræɡbæɡz/
[بریتانیا]/ˈræɡˌbæɡz/

ترجمه

n. کیسه‌ای که برای نگه‌داری پارچه‌های کهنه استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

ragbags of clothes

کیف‌های پارچه‌ای لباس

ragbags of trash

کیف‌های زباله

ragbags for sale

کیف‌های پارچه‌ای برای فروش

ragbags and rags

کیف‌های پارچه‌ای و پارچه‌ها

ragbags full

کیف‌های پارچه‌ای پر

ragbags collection

گردآوری کیف‌های پارچه‌ای

ragbags of fabric

کیف‌های پارچه‌ای از پارچه

ragbags on sale

کیف‌های پارچه‌ای به فروش می‌رسد

ragbags for donation

کیف‌های پارچه‌ای برای اهدای

ragbags in storage

کیف‌های پارچه‌ای در انبار

جملات نمونه

she keeps all her old clothes in ragbags.

او تمام لباس‌های قدیمی‌اش را در کیسه‌های پارچه‌ای نگهداری می‌کند.

ragbags can be useful for organizing your garage.

کیسه‌های پارچه‌ای می‌توانند برای سازماندهی گاراژ شما مفید باشند.

he found some treasures among the ragbags in the attic.

او گنج‌هایی را در میان کیسه‌های پارچه‌ای در زیرشیرآزی پیدا کرد.

the charity collected ragbags to help the needy.

خیرخواهانه کیسه‌های پارچه‌ای را برای کمک به نیازمندان جمع‌آوری کرد.

her fashion sense is inspired by ragbags and thrift stores.

حس مد او از کیسه‌های پارچه‌ای و مغازه‌های دست دوم الهام گرفته است.

they used ragbags to create unique art pieces.

آنها از کیسه‌های پارچه‌ای برای ایجاد آثار هنری منحصربه‌فرد استفاده کردند.

ragbags are often associated with a bohemian lifestyle.

کیسه‌های پارچه‌ای اغلب با سبک زندگی غریبه همراه هستند.

she donated her old ragbags to the local shelter.

او کیسه‌های پارچه‌ای قدیمی خود را به پناهگاه محلی اهدا کرد.

ragbags can be a great way to recycle fabric.

کیسه‌های پارچه‌ای می‌توانند راهی عالی برای بازیافت پارچه باشند.

he always carries a few ragbags for his shopping trips.

او همیشه چند کیسه پارچه‌ای برای سفرهای خریدش همراه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید