rasps

[ایالات متحده]/ræspz/
[بریتانیا]/ræspz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع رَسْپ؛ فایل‌های زبر استفاده شده برای شکل‌دهی به مواد

عبارات و ترکیب‌ها

metal rasps

rasp‌های فلزی

wood rasps

rasp‌های چوبی

fine rasps

rasp‌های ظریف

coarse rasps

rasp‌های زبر

rasps tool

ابزار rasp

rasps set

ست rasp

rasps file

rasp فایل

rasps handle

دسته rasp

rasps usage

نحوه استفاده از rasp

rasps maintenance

نگهداری از rasp

جملات نمونه

she used rasps to smooth the edges of the wood.

او از تراش‌ها برای صاف کردن لبه‌های چوب استفاده کرد.

the metalworker prefers fine rasps for detailed work.

صنعتگر فلزات ترجیح می‌دهد از تراش‌های ظریف برای کارهای دقیق استفاده کند.

rasps come in various shapes and sizes for different tasks.

تراش‌ها در اشکال و اندازه‌های مختلف برای انجام کارهای مختلف وجود دارند.

he carefully selected a rasp for the job at hand.

او با دقت یک تراش را برای انجام کاری که در دست داشت انتخاب کرد.

using rasps can enhance the quality of your craftsmanship.

استفاده از تراش‌ها می‌تواند کیفیت هنر و مهارت شما را افزایش دهد.

rasps are essential tools in woodworking and metalworking.

تراش‌ها ابزارهای ضروری در نجاری و آهنگری هستند.

she demonstrated how to use rasps effectively in class.

او نحوه استفاده موثر از تراش‌ها را در کلاس نشان داد.

different types of rasps are suited for different materials.

انواع مختلفی از تراش‌ها برای مواد مختلف مناسب هستند.

he prefers to work with rasps rather than sandpaper.

او ترجیح می‌دهد به جای سنباده با تراش‌ها کار کند.

rasps can create a smooth finish on rough surfaces.

تراش‌ها می‌توانند یک سطح صاف روی سطوح زبر ایجاد کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید