raus hier!
خارج شو!
raus mit euch!
از اینجا بروید!
nimm das raus!
این را خارج کن!
da musst du raus!
اینجا باید خارج شوی!
raus aus meinen augen!
از چشمان من خارج شو!
das kommt raus!
این خارج میشود!
raus damit!
این را خارج کن!
mit dir raus!
همراه تو خارج شو!
rausgenommen worden
خارج شدهاند
im rausgehen
در حال خارج شدن
we need to get out of here immediately.
ما باید فوراً از اینجا بیرویم.
he threw the old newspapers out.
او کاغذ های قدیمی را بیرون ریخت.
the cat ran out of the house.
گربه از خانه بیرون رفت.
please take the dishes out of the cabinet.
لطفاً ظروف را از لیفته بیرون بیاورید.
she was kicked out of the bar for fighting.
او به دلیل مبارزه از بار بیرون کشیده شد.
let's go out for dinner tonight.
بیاییم امروز شام برویم.
the secret finally came out during the meeting.
سرمایه در جلسه به طور نهایی آشکار شد.
put the plants out on the balcony.
گیاهان را روی تراس بیرون بیاورید.
i want to move out of this apartment soon.
من می خواهم زودتر از این آپارتمان خارج شوم.
he was forced out of the company.
او از شرکت اخراج شد.
water is running out of the pipe.
آب از لوله بیرون می ریزد.
speak out, don't hold back!
بیایید بگوییم، پشتیبان نمانید!
get out of my way!
از راه من بیرویید!
take your shoes out of the hallway.
پایتان را از راهرو بیرون بیاورید.
raus hier!
خارج شو!
raus mit euch!
از اینجا بروید!
nimm das raus!
این را خارج کن!
da musst du raus!
اینجا باید خارج شوی!
raus aus meinen augen!
از چشمان من خارج شو!
das kommt raus!
این خارج میشود!
raus damit!
این را خارج کن!
mit dir raus!
همراه تو خارج شو!
rausgenommen worden
خارج شدهاند
im rausgehen
در حال خارج شدن
we need to get out of here immediately.
ما باید فوراً از اینجا بیرویم.
he threw the old newspapers out.
او کاغذ های قدیمی را بیرون ریخت.
the cat ran out of the house.
گربه از خانه بیرون رفت.
please take the dishes out of the cabinet.
لطفاً ظروف را از لیفته بیرون بیاورید.
she was kicked out of the bar for fighting.
او به دلیل مبارزه از بار بیرون کشیده شد.
let's go out for dinner tonight.
بیاییم امروز شام برویم.
the secret finally came out during the meeting.
سرمایه در جلسه به طور نهایی آشکار شد.
put the plants out on the balcony.
گیاهان را روی تراس بیرون بیاورید.
i want to move out of this apartment soon.
من می خواهم زودتر از این آپارتمان خارج شوم.
he was forced out of the company.
او از شرکت اخراج شد.
water is running out of the pipe.
آب از لوله بیرون می ریزد.
speak out, don't hold back!
بیایید بگوییم، پشتیبان نمانید!
get out of my way!
از راه من بیرویید!
take your shoes out of the hallway.
پایتان را از راهرو بیرون بیاورید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید