the company underwent several reaffiliations with larger corporations.
شرکت چندین بار با شرکتهای بزرگتر ادغام مجدد شد.
political reaffiliations have become common in the modern era.
ادغامهای سیاسی در دوره مدرن به یک روال شایع تبدیل شدهاند.
after the merger, many employees faced organizational reaffiliations.
پس از ادغام، بسیاری از کارکنان با ادغامهای سازمانی مواجه شدند.
the artist's reaffiliations with different galleries shaped her career.
ادغامهای هنرمند با گالریهای مختلف مسیر کاری او را شکل داد.
academic reaffiliations between universities promote research collaboration.
ادغامهای آکادمیک بین دانشگاهها همکاری در تحقیقات را ترویج میدهد.
the athlete's team reaffiliations surprised his fans.
ادغامهای تیم ورزشکار آن را به هوادارانش شگفتانگیز کرد.
religious reaffiliations can cause significant personal conflict.
ادغامهای دینی میتواند باعث تعارض شخصی قابل توجه شود.
the team's reaffiliations with new sponsors improved their finances.
ادغامهای تیم با پشتیبانهای جدید مالیات آنها را بهبود بخشید.
cultural reaffiliations often occur during immigration.
ادغامهای فرهنگی معمولاً در زمان مهاجرت اتفاق میافتد.
the software company's reaffiliations with tech giants were strategic.
ادغامهای شرکت نرمافزاری با گیگانتهای فناوری استراتژیک بود.
following the scandal, several politicians announced party reaffiliations.
پس از این پردهافشانی، چندین سیاستمدار اعلام ادغامهای جدید با حزب کردند.
the university's reaffiliations with international partners expanded its global reach.
ادغامهای دانشگاه با شرکای بینالمللی دامنشان را به سراسر جهان گسترش داد.
the company underwent several reaffiliations with larger corporations.
شرکت چندین بار با شرکتهای بزرگتر ادغام مجدد شد.
political reaffiliations have become common in the modern era.
ادغامهای سیاسی در دوره مدرن به یک روال شایع تبدیل شدهاند.
after the merger, many employees faced organizational reaffiliations.
پس از ادغام، بسیاری از کارکنان با ادغامهای سازمانی مواجه شدند.
the artist's reaffiliations with different galleries shaped her career.
ادغامهای هنرمند با گالریهای مختلف مسیر کاری او را شکل داد.
academic reaffiliations between universities promote research collaboration.
ادغامهای آکادمیک بین دانشگاهها همکاری در تحقیقات را ترویج میدهد.
the athlete's team reaffiliations surprised his fans.
ادغامهای تیم ورزشکار آن را به هوادارانش شگفتانگیز کرد.
religious reaffiliations can cause significant personal conflict.
ادغامهای دینی میتواند باعث تعارض شخصی قابل توجه شود.
the team's reaffiliations with new sponsors improved their finances.
ادغامهای تیم با پشتیبانهای جدید مالیات آنها را بهبود بخشید.
cultural reaffiliations often occur during immigration.
ادغامهای فرهنگی معمولاً در زمان مهاجرت اتفاق میافتد.
the software company's reaffiliations with tech giants were strategic.
ادغامهای شرکت نرمافزاری با گیگانتهای فناوری استراتژیک بود.
following the scandal, several politicians announced party reaffiliations.
پس از این پردهافشانی، چندین سیاستمدار اعلام ادغامهای جدید با حزب کردند.
the university's reaffiliations with international partners expanded its global reach.
ادغامهای دانشگاه با شرکای بینالمللی دامنشان را به سراسر جهان گسترش داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید