rebinding

[ایالات متحده]/ˌriːˈbaɪndɪŋ/
[بریتانیا]/ˌriːˈbaɪndɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل دوباره متصل کردن یا دوباره مونتاژ کردن چیزی؛ فرآیند دوباره بستن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

data rebinding

بسته بندی مجدد داده

rebinding process

فرآیند بازپیوند

rebinding operation

عملیات بازپیوند

rebinding function

تابع بازپیوند

rebinding method

روش بازپیوند

rebinding issue

مشکل بازپیوند

automatic rebinding

بازپیوند خودکار

rebinding strategy

استراتژی بازپیوند

rebinding error

خطای بازپیوند

rebinding service

سرویس بازپیوند

جملات نمونه

the rebinding of the book was necessary after years of wear and tear.

بازتاباندن کتاب پس از سال‌ها استفاده و فرسودگی ضروری بود.

he is focused on the rebinding process to restore the old manuscript.

او بر روی فرآیند بازتاباندن برای بازگرداندن نسخه خطی قدیمی متمرکز است.

rebinding the documents will help preserve their integrity.

بازتاباندن اسناد به حفظ یکپارچگی آنها کمک می کند.

she learned the technique of rebinding at the workshop.

او تکنیک بازتاباندن را در کارگاه یاد گرفت.

the library offers a service for rebinding damaged books.

کتابخانه خدمات بازتاباندن کتاب‌های آسیب‌دیده ارائه می‌دهد.

rebinding can significantly extend the life of a book.

بازتاباندن می‌تواند به طور قابل توجهی عمر یک کتاب را افزایش دهد.

after rebinding, the book looked as good as new.

پس از بازتاباندن، کتاب مانند نو به نظر می رسید.

he is considering rebinding his favorite novel for better durability.

او در حال بررسی بازتاباندن رمان مورد علاقه خود برای دوام بیشتر است.

the cost of rebinding varies depending on the materials used.

هزینه بازتاباندن بسته به مواد استفاده شده متفاوت است.

they decided on rebinding the family photo album to keep it intact.

آنها تصمیم گرفتند آلبوم عکس خانوادگی را بازتاباندن تا آن را سالم نگه دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید