reclination

[ایالات متحده]/[rɪˈklaɪnʃən]/
[بریتانیا]/[rɪˈklaɪnʃən]/

ترجمه

n. عمل یا حالت نشستن؛ موقعیتی که در آن چیزی میل دارد؛ موقعیت ستاره‌ها یا سیارات؛ زاویه میل.

عبارات و ترکیب‌ها

reclination angle

زاویه خمیدگی

full reclination

خمیدگی کامل

reclination support

پشتیبانی خمیدگی

reclination mechanism

مکانیزم خمیدگی

adjust reclination

تنظیم خمیدگی

reclination range

دامنه خمیدگی

with reclination

با خمیدگی

reclination test

آزمایش خمیدگی

reclination feature

ویژگی خمیدگی

جملات نمونه

the patient's reclination on the sofa indicated severe fatigue.

نگه داشتن بیمار روی چرخه نشان دهنده خستگی شدید بود.

she enjoyed the reclination of the armchair after a long day.

او پس از یک روز طولانی لذت برد از نگه داشتن خود در گوشه نشیمنگاه.

his comfortable reclination in the garden was quite enviable.

نگه داشتن او در گیاهان با حالت راحت بسیار قابل رقابت بود.

the therapist recommended a gentle reclination for back pain relief.

درمانگر یک نگه داشت نرم را برای کاهش درد پشت توصیه کرد.

the reclination angle of the chair can be adjusted.

زاویه نگه داشت صندلی قابل تنظیم است.

the reclination of the head supported her neck comfortably.

نگه داشت سر به گردن او به طور راحتی حمایت می کرد.

after surgery, the doctor advised a period of reclination.

پس از جراحی، پزشک یک دوره نگه داشت را توصیه کرد.

the reclination position helped ease the pressure on his spine.

وضعیت نگه داشت فشار روی ستون فقرات او را کاهش داد.

she found the reclination in the massage chair incredibly soothing.

او احساس کرد که نگه داشت در صندلی ماساژ بسیار آرامبخش است.

the reclination of the patient was monitored during the procedure.

نگه داشت بیمار در طول فرآیند نظارت می شد.

he preferred a slight reclination over sitting upright.

او به جای نشستن مستقیم، یک نگه داشت کمی را ترجیح می داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید