recommitting

[ایالات متحده]/ˌrekəˈmɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˌrekəˈmɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره مرتکب شدن; دوباره خطا کردن

عبارات و ترکیب‌ها

recommitting to goals

تعهد مجدد به اهداف

recommitting to values

تعهد مجدد به ارزش‌ها

recommitting to health

تعهد مجدد به سلامتی

recommitting to team

تعهد مجدد به تیم

recommitting to purpose

تعهد مجدد به هدف

recommitting to vision

تعهد مجدد به چشم‌انداز

recommitting to success

تعهد مجدد به موفقیت

recommitting to relationships

تعهد مجدد به روابط

recommitting to change

تعهد مجدد به تغییر

recommitting to action

تعهد مجدد به اقدام

جملات نمونه

he is recommitting to his fitness goals this year.

او در حال تعهد مجدد به اهداف تناسب اندام خود در این سال است.

after a long break, she is recommitting to her studies.

پس از یک وقفه طولانی، او در حال تعهد مجدد به تحصیلات خود است.

they are recommitting to their environmental initiatives.

آنها در حال تعهد مجدد به طرح های زیست محیطی خود هستند.

the team is recommitting to improving their performance.

تیم در حال تعهد مجدد به بهبود عملکرد خود است.

he is recommitting to his volunteer work this summer.

او در حال تعهد مجدد به کار داوطلبانه خود تابستان امسال است.

she decided to recommit to her meditation practice.

او تصمیم گرفت به تمرین مدیتیشن خود تعهد مجدد کند.

we are recommitting to our relationship after the rough patch.

ما پس از دوره سخت به رابطه خود تعهد مجدد می کنیم.

they are recommitting to their business strategy for growth.

آنها در حال تعهد مجدد به استراتژی تجاری خود برای رشد هستند.

he is recommitting to his personal development goals.

او در حال تعهد مجدد به اهداف توسعه شخصی خود است.

after some reflection, she is recommitting to her career path.

پس از کمی تفکر، او در حال تعهد مجدد به مسیر شغلی خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید