refactor code
بازسازی کد
refactor design
بازسازی طراحی
refactor database
بازسازی پایگاه داده
refactor system
بازسازی سیستم
refactor logic
بازسازی منطق
need refactor
نیاز به بازسازی
refactor now
اکنون بازسازی کن
begin refactor
شروع بازسازی
after refactor
پس از بازسازی
the team decided to refactor the code to improve its readability.
تیم تصمیم گرفت کد را بازسازی کند تا خوانایی آن را بهبود بخشد.
refactoring old systems can be a complex and time-consuming process.
بازسازی سیستمهای قدیمی میتواند یک فرآیند پیچیده و زمانبر باشد.
regular refactoring helps maintain code quality over time.
بازسازی منظم به حفظ کیفیت کد در طول زمان کمک میکند.
the developer was tasked with refactoring a legacy module.
توسعهدهنده مسئولیت بازسازی یک ماژول قدیمی را بر عهده داشت.
refactoring can involve changing the code's structure without altering its functionality.
بازسازی میتواند شامل تغییر ساختار کد بدون تغییر عملکرد آن باشد.
they used refactoring techniques to simplify complex logic.
آنها از تکنیکهای بازسازی برای سادهسازی منطق پیچیده استفاده کردند.
refactoring is essential for keeping code maintainable and scalable.
بازسازی برای حفظ قابلیت نگهداری و مقیاسپذیری کد ضروری است.
the project manager emphasized the importance of refactoring during development.
مدیر پروژه بر اهمیت بازسازی در طول توسعه تاکید کرد.
refactoring can lead to cleaner, more efficient code.
بازسازی میتواند منجر به کد تمیزتر و کارآمدتر شود.
the software engineer recommended a gradual refactoring approach.
مهندس نرمافزار یک رویکرد تدریجی برای بازسازی توصیه کرد.
refactor code
بازسازی کد
refactor design
بازسازی طراحی
refactor database
بازسازی پایگاه داده
refactor system
بازسازی سیستم
refactor logic
بازسازی منطق
need refactor
نیاز به بازسازی
refactor now
اکنون بازسازی کن
begin refactor
شروع بازسازی
after refactor
پس از بازسازی
the team decided to refactor the code to improve its readability.
تیم تصمیم گرفت کد را بازسازی کند تا خوانایی آن را بهبود بخشد.
refactoring old systems can be a complex and time-consuming process.
بازسازی سیستمهای قدیمی میتواند یک فرآیند پیچیده و زمانبر باشد.
regular refactoring helps maintain code quality over time.
بازسازی منظم به حفظ کیفیت کد در طول زمان کمک میکند.
the developer was tasked with refactoring a legacy module.
توسعهدهنده مسئولیت بازسازی یک ماژول قدیمی را بر عهده داشت.
refactoring can involve changing the code's structure without altering its functionality.
بازسازی میتواند شامل تغییر ساختار کد بدون تغییر عملکرد آن باشد.
they used refactoring techniques to simplify complex logic.
آنها از تکنیکهای بازسازی برای سادهسازی منطق پیچیده استفاده کردند.
refactoring is essential for keeping code maintainable and scalable.
بازسازی برای حفظ قابلیت نگهداری و مقیاسپذیری کد ضروری است.
the project manager emphasized the importance of refactoring during development.
مدیر پروژه بر اهمیت بازسازی در طول توسعه تاکید کرد.
refactoring can lead to cleaner, more efficient code.
بازسازی میتواند منجر به کد تمیزتر و کارآمدتر شود.
the software engineer recommended a gradual refactoring approach.
مهندس نرمافزار یک رویکرد تدریجی برای بازسازی توصیه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید