refereeings

[ایالات متحده]/ˌrɛfəˈriːɪŋ/
[بریتانیا]/ˌrɛfəˈriːɪŋ/

ترجمه

n. داوری؛ بررسی کار
v. به عنوان داور عمل کردن یا ارزیابی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

refereeing staff

Persian_translation

refereeing duties

Persian_translation

جملات نمونه

the refereeings were conducted fairly throughout the tournament.

مُقیاسات در تمام مدت جام به طور عادلانه انجام شد.

multiple refereeings have clarified the disputed rules.

چندین مُقیاس قوانین مورد اختلاف را روشن کرده است.

the refereeings during the championship were particularly intense.

مُقیاسات در طول جام به ویژه شدید بود.

we need to review the recent refereeings to ensure consistency.

ما نیاز داریم تا اخیرترین مُقیاسات را بررسی کنیم تا یکنواختی را تضمین کنیم.

the refereeings in the final match were controversial.

مُقیاسات در بازی نهایی مورد جدل قرار گرفت.

all refereeings must follow the official guidelines.

همه مُقیاسات باید به دستورالعمل‌های رسمی پایبند باشند.

the refereeings have been recorded for future reference.

مُقیاسات برای مراجعه آینده ضبط شده‌اند.

several refereeings were challenged by the team captains.

چندین مُقیاس توسط سرمربیان تیم‌ها چالش پذیرفته شد.

the refereeings at the regional games met with approval.

مُقیاسات در بازی‌های منطقه‌ای با تأیید مواجه شدند.

poor refereeings can undermine the integrity of the sport.

مُقیاسات ضعیف می‌توانند اصالت ورزش را زیر سوال ببرند.

the refereeings demonstrated the referee's expertise.

مُقیاسات به تخصص مُقیاس را نشان داد.

regular refereeings help maintain competitive balance.

مُقیاسات منظم به حفظ تعادل رقابتی کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید