relented

[ایالات متحده]/rɪˈlɛntɪd/
[بریتانیا]/rɪˈlɛntəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کمتر شدید یا شدیدتر شدن؛ رحم یا دلسوزی نشان دادن؛ نرم شدن (گذشته نرم شدن)

عبارات و ترکیب‌ها

finally relented

در نهایت کوتاه آمد

relented at last

در نهایت کوتاه آمد

relented slightly

کمی کوتاه آمد

relented after pressure

پس از فشار کوتاه آمد

relented in time

به موقع کوتاه آمد

relented on request

درخواست را پذیرفت و کوتاه آمد

relented under duress

تحت فشار کوتاه آمد

relented for peace

برای صلح کوتاه آمد

relented with reluctance

با اکراه کوتاه آمد

relented to reason

در برابر استدلال کوتاه آمد

جملات نمونه

after a long discussion, she finally relented and agreed to help.

پس از بحث طولانی، او سرانجام کوتاه آمد و قبول کرد کمک کند.

he relented when he saw how upset she was.

وقتی دید چقدر ناراحت بود، کوتاه آمد.

the manager relented and allowed the employees to leave early.

مدیر کوتاه آمد و اجازه داد کارمندان زودتر بروند.

she was stubborn at first, but eventually relented.

او در ابتدا سرسخت بود، اما در نهایت کوتاه آمد.

after much persuasion, he relented and joined the team.

پس از اصرار فراوان، او کوتاه آمد و به تیم پیوست.

the judge relented and reduced the sentence.

قاضی کوتاه آمد و مجازات را کاهش داد.

she relented on her strict rules when her child begged.

وقتی فرزندش خواهش کرد، او در مورد قوانین سخت‌گیرانه‌اش کوتاه آمد.

he relented and agreed to go to the party after all.

او کوتاه آمد و با این وجود قبول کرد به مهمانی برود.

the government relented and offered more funding for education.

دولت کوتاه آمد و بودجه بیشتری برای آموزش ارائه کرد.

after hours of negotiation, both sides relented and reached an agreement.

پس از ساعت‌ها مذاکره، هر دو طرف کوتاه آمدند و به توافق رسیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید