rendered

[ایالات متحده]/[ˈrendəd]/
[بریتانیا]/[ˈrendərd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث شدن یا تبدیل شدن؛ ساختن به؛ ارائه یا تصویرسازی به روش خاص؛ ارائه اجرا (قطعه موسیقی یا نمایشنامه)
adj. ارائه شده یا به روش خاص تصویر شده
v. (زمان گذشته از render) دادن یا فراهم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rendered useless

بی‌اثر

rendered obsolete

منسوخ

rendered assistance

کمک رساندن

rendered service

خدمات ارائه دادن

rendered decision

تصمیم دادن

rendered opinion

نظر دادن

being rendered

در حال ارائه شدن

rendered faint

کم‌رنگ

rendered silent

بی‌صدا

rendered visible

قابل مشاهده

جملات نمونه

the company rendered excellent service to its clients.

شرکت خدمات عالی به مشتریان خود ارائه داد.

the software rendered the 3d model with stunning detail.

نرم‌افزار مدل سه بعدی را با جزئیات خیره‌کننده رندر کرد.

the artist rendered the landscape in watercolor.

هنرمند منظره را با آبرنگ رندر کرد.

the judge rendered a verdict of guilty.

قاضی حکمی مبنی بر گناهکاری صادر کرد.

the film was rendered in black and white.

فیلم سیاه و سفید رندر شد.

the music was rendered beautifully by the orchestra.

موسیقی به زیبایی توسط ارکستر رندر شد.

the data was rendered into a clear and concise graph.

داده‌ها به نموداری واضح و مختصر رندر شد.

the website rendered quickly on my mobile device.

وب‌سایت به سرعت در دستگاه تلفن همراه من رندر شد.

the scene was rendered with impressive realism.

صحنه با واقع‌گرایی چشمگیر رندر شد.

the report rendered a detailed analysis of the market.

گزارش تجزیه و تحلیل مفصلی از بازار ارائه داد.

the court rendered its decision last week.

دادگاه هفته گذشته تصمیم خود را صادر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید