| جمع | repomen |
the repoman
رپومان
repomen are coming
رپومانها در حال آمدن هستند
watch for repomen
از رپومانها دوچشم باش
repoman's here
رپومان اینجا است
avoid the repoman
از رپومان پرهیز کن
call the repoman
رپومان را بخوان
repoman trouble
مشکل رپومان
repomen everywhere
رپومانها در هر جا
don't let repoman
رپومان را نگذار
repoman taking
رپومان گرفتن
the repoman came to collect the overdue payments.
کارمند بازپسگویی برای جمعآوری پرداختهای پسرو آمد.
i saw the repoman parked in my driveway.
من کارمند بازپسگویی را در پارکینگ خانهام دیدم.
the repoman took away the car without warning.
کارمند بازپسگویی بدون هشدار ماشین را گرفت.
don't let the repoman find you home.
به کارمند بازپسگویی نگویید که در خانهتان هستید.
he works as a repoman for a finance company.
او در یک شرکت مالی به عنوان کارمند بازپسگویی کار میکند.
the repoman arrived early this morning.
کارمند بازپسگویی امروز صبح زود رسید.
we're trying to avoid the repoman until payday.
ما سعی میکنیم از کارمند بازپسگویی فراریم تا زمان پرداخت مزد.
the repoman left a notice on the door.
کارمند بازپسگویی یک اطلاعرسانی روی در گذاشت.
she had a confrontation with the repoman.
او با کارمند بازپسگویی درگیری داشت.
the repoman was very polite about taking the vehicle.
کارمند بازپسگویی در مورد گرفتن وسیله نقلیه بسیار لطف کرد.
repomen often work on commission.
کارمندان بازپسگویی اغلب با پایهای کار میکنند.
the repoman's job requires tough negotiation skills.
وظیفه کارمند بازپسگویی مهارتهای مذاکرهای سختی را نیاز دارد.
the repoman
رپومان
repomen are coming
رپومانها در حال آمدن هستند
watch for repomen
از رپومانها دوچشم باش
repoman's here
رپومان اینجا است
avoid the repoman
از رپومان پرهیز کن
call the repoman
رپومان را بخوان
repoman trouble
مشکل رپومان
repomen everywhere
رپومانها در هر جا
don't let repoman
رپومان را نگذار
repoman taking
رپومان گرفتن
the repoman came to collect the overdue payments.
کارمند بازپسگویی برای جمعآوری پرداختهای پسرو آمد.
i saw the repoman parked in my driveway.
من کارمند بازپسگویی را در پارکینگ خانهام دیدم.
the repoman took away the car without warning.
کارمند بازپسگویی بدون هشدار ماشین را گرفت.
don't let the repoman find you home.
به کارمند بازپسگویی نگویید که در خانهتان هستید.
he works as a repoman for a finance company.
او در یک شرکت مالی به عنوان کارمند بازپسگویی کار میکند.
the repoman arrived early this morning.
کارمند بازپسگویی امروز صبح زود رسید.
we're trying to avoid the repoman until payday.
ما سعی میکنیم از کارمند بازپسگویی فراریم تا زمان پرداخت مزد.
the repoman left a notice on the door.
کارمند بازپسگویی یک اطلاعرسانی روی در گذاشت.
she had a confrontation with the repoman.
او با کارمند بازپسگویی درگیری داشت.
the repoman was very polite about taking the vehicle.
کارمند بازپسگویی در مورد گرفتن وسیله نقلیه بسیار لطف کرد.
repomen often work on commission.
کارمندان بازپسگویی اغلب با پایهای کار میکنند.
the repoman's job requires tough negotiation skills.
وظیفه کارمند بازپسگویی مهارتهای مذاکرهای سختی را نیاز دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید