laid back
آرام و ریلکس
lay in
در رختخواب دراز کشیدن
lay down
دراز کشیدن
lay a foundation
یک پایه ایجاد کنید
lay eggs
تخم گذاشتن
lay on
روی آن دراز کشیدن
lay out
چیدن
lay stress on
تاکید کردن بر
lay off
معطل کردن
lay emphasis on
تاکید بر گذاشتن
lay claim to
ادعای داشتن
lay at
قرار دادن در کنار
lay up
ذخیره کردن
lay asleep
به خواب رفتن
on the lay
در حالت دراز کشیدن
in lay
در حالت دراز کشیدن
lay back
آرام و ریلکس
lay upon
روی آن قرار دادن
lay over
روی آن قرار گرفتن
lay hands on
دست به آن گذاشتن
the floor was laid with mattresses.
کف زمین با تشک ها پوشیده شده بود.
They laid the blame on us.
آنها مقصر دانستن ما.
laid claim to the estate.
مالکیت املاک را به دست آورد.
laid down their arms.
سلاح های خود را زمین گذاشتند.
laid down the rules.
قوانین را وضع کردند.
was laid up for a month.
به مدت یک ماه در حالت استراحت بود.
The table was laid for four.
میز برای چهار نفر چیده شده بود.
The rain laid the dust.
باران گرد و غبار را نشاند.
The city was laid in ruins.
شهر در ویرانیها قرار گرفت.
They laid in hay for the winter.
آنها برای زمستان در علوفه دراز کشیدند.
The telephone is laid on.
تلفن وصل است.
She laid the paint on thickly.
او رنگ را به صورت ضخیم روی آن مالید.
the failure is laid at the door of the government.
شکست به گردن دولت نوشته می شود.
laid out in a straight line.
در یک خط مستقیم قرار گرفته بود.
the brochure is beautifully laid out.
بروشور به زیبایی طراحی شده است.
laid on a thick Southern accent.
با لهجه غلیظ جنوبی صحبت میکرد.
a land laid waste by war.
زمینی که در اثر جنگ ویران شده بود.
laid the groundwork for future negotiations.
زمینه را برای مذاکرات آینده فراهم کرد.
She unclasped the necklet quickly; quickly, without looking, laid it inside.
او گردنبند را به سرعت باز کرد؛ به سرعت و بدون نگاه کردن، آن را داخل گذاشت.
منبع: Advanced English book1Eek barba dirkle, somebody's gonna get laid in college.
Eek barba dirkle, کسی دانشگاهی را باردار خواهد کرد.
منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)My dad might get laid off.
ممکن است پدرم اخراج شود.
منبع: CNN 10 Student English April 2020 CollectionAccording to the statues, customs and laws laid down by your forbears?
طبق قوانین، رسوم و قوانینی که توسط نیاکان شما وضع شده است؟
منبع: The Legend of MerlinNo, I've just been laid off.
نه، من همین الان اخراج شده ام.
منبع: Doctor-Patient Conversation in EnglishEstimates for the public services will be laid before you.
تخمین ها برای خدمات عمومی در اختیار شما قرار خواهد گرفت.
منبع: Queen's Speech in the UKStalagmites grow up where lime laid and drips hit the cave floor.
ستون های آهکی در جایی که آهک چیده شده و قطره ها به کف غار برخورد می کنند رشد می کنند.
منبع: Beautiful ChinaBut Josh, you know, he's laid back.
اما جاش، می دونی، اون خیلی خونسرد و آرامه.
منبع: Tips for IELTS Speaking.This woman needs to get laid.
این زن نیاز دارد که باردار شود.
منبع: Modern Family - Season 02I laid a suit out for you upstairs.
من یک کت و شلوار برایت در طبقه بالا چیدم.
منبع: House of Cardsلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید