reprogrammable

[ایالات متحده]/ˌriːprəˈɡræməbl/
[بریتانیا]/ˌriprəˈɡræməbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل برنامه‌نویسی مجدد؛ که قابلیت برنامه‌نویسی مجدد دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

reprogrammable hardware

سخت‌افزار قابل برنامه‌ریزی مجدد

reprogrammable software

نرم‌افزار قابل برنامه‌ریزی مجدد

reprogrammable logic

منطق قابل برنامه‌ریزی مجدد

reprogrammable controller

کنترل‌کننده قابل برنامه‌ریزی مجدد

reprogrammable circuit

مدار قابل برنامه‌ریزی مجدد

reprogrammable device

دستگاه قابل برنامه‌ریزی مجدد

جملات نمونه

the factory uses reprogrammable logic controllers to automate its assembly lines.

کارخانه از کنترل‌کننده‌های منطقی قابل برنامه‌ریزی برای خودکارسازی خطوط تولید خود استفاده می‌کند.

engineers are developing reprogrammable hardware for aerospace applications.

مهندسان در حال توسعه سخت‌افزار قابل برنامه‌ریزی برای کاربردهای هوافضا هستند.

modern vehicles contain reprogrammable chips that control engine performance.

خودروهای مدرن حاوی تراشه‌های قابل برنامه‌ریزی هستند که عملکرد موتور را کنترل می‌کنند.

the system features reprogrammable memory that can be updated remotely.

این سیستم دارای حافظه قابل برنامه‌ریزی است که می‌تواند از راه دور به‌روزرسانی شود.

researchers created reprogrammable devices capable of multiple functions.

محققان دستگاه‌های قابل برنامه‌ریزی با قابلیت انجام چندین عملکرد ایجاد کردند.

industrial robots rely on reprogrammable systems for flexible manufacturing.

ربات‌های صنعتی برای تولید انعطاف‌پذیر به سیستم‌های قابل برنامه‌ریزی متکی هستند.

the company invested in reprogrammable technology to reduce costs.

شرکت در فناوری قابل برنامه‌ریزی سرمایه‌گذاری کرد تا هزینه‌ها را کاهش دهد.

scientists are exploring reprogrammable software for quantum computing.

دانشمندان نرم‌افزار قابل برنامه‌ریزی را برای محاسبات کوانتومی بررسی می‌کنند.

engineers designed reprogrammable circuits for satellite communications.

مهندسان مدارهای قابل برنامه‌ریزی را برای ارتباطات ماهواره‌ای طراحی کردند.

gamers appreciate reprogrammable keyboards with customizable macro keys.

گیمرها از صفحه‌کلیدهای قابل برنامه‌ریزی با کلیدهای ماکرو قابل تنظیم قدردانی می‌کنند.

the medical device uses reprogrammable microchips for patient monitoring.

دستگاه پزشکی از تراشه‌های قابل برنامه‌ریزی برای نظارت بر بیمار استفاده می‌کند.

schools are installing reprogrammable security systems in classrooms.

مدارس سیستم‌های امنیتی قابل برنامه‌ریزی را در کلاس‌های درس نصب می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید