reprogramming

[ایالات متحده]/[riːˈprɒɡræmɪŋ]/
[بریتانیا]/[rɪˈprɒɡræmɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بازنویسی یا تغییر برنامه‌های کامپیوتری یا سیستم‌ها؛ تغییر رفتار یا عادات فرد
n. فرآیند بازنویسی یا تغییر برنامه‌های کامپیوتری یا سیستم‌ها؛ کار بازنویسی یا تغییر رفتار یا عادات فرد

عبارات و ترکیب‌ها

reprogramming costs

هزینه‌های بازپروگرام کردن

reprogramming required

نیاز به بازپروگرام کردن

reprogramming process

فرآیند بازپروگرام کردن

reprogramming device

دستگاه بازپروگرام کردن

reprogramming software

نرم‌افزار بازپروگرام کردن

doing reprogramming

اجرا کردن بازپروگرام کردن

after reprogramming

پس از بازپروگرام کردن

reprogrammed memory

حافظه‌ای که بازپروگرام شده است

reprogramming system

سیستم بازپروگرام کردن

initial reprogramming

بازپروگرام کردن اولیه

جملات نمونه

the company is undertaking a complete reprogramming of its software.

شرکت در حال انجام برنامه‌ریزی مجدد کامل نرم‌افزار خود است.

we need to consider the ethical implications of reprogramming ai.

باید به اهمیت اخلاقیات برنامه‌ریزی مجدد هوش مصنوعی فکر کنیم.

the robot's behavior required extensive reprogramming to correct errors.

رفتار روبوت نیاز به برنامه‌ریزی مجدد گسترده برای اصلاح خطاها داشت.

the factory is undergoing reprogramming to accommodate new product lines.

کارخانه در حال گذراندن برنامه‌ریزی مجدد برای پذیرش خطوط تولید جدید است.

successful reprogramming hinges on understanding the existing code.

برنامه‌ریزی مجدد موفق به درک کد موجود بستگی دارد.

the team is focused on reprogramming the flight control system.

تیم روی برنامه‌ریزی مجدد سیستم کنترل پرواز متمرکز است.

reprogramming the chip proved to be a complex and time-consuming task.

برنامه‌ریزی مجدد چیپ به یک کار پیچیده و زمان‌بر ثابت شد.

the goal is to reprogram the device for enhanced security features.

هدف برنامه‌ریزی مجدد دستگاه برای ویژگی‌های امنیتی بهتر است.

regular reprogramming is essential for maintaining optimal performance.

برنامه‌ریزی مجدد منظم برای حفظ عملکرد بهینه ضروری است.

the system requires reprogramming after each major software update.

سیستم پس از هر به‌روزرسانی نرم‌افزاری اصلی نیاز به برنامه‌ریزی مجدد دارد.

they are planning a gradual reprogramming of the manufacturing process.

آن‌ها برنامه‌ریزی مجدد تدریجی فرآیند تولید را در نظر گرفته‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید