requite love
نیاز به عشق
requite kindness
نیاز به مهربانی
requite feelings
نیاز به احساسات
requite service
نیاز به خدمات
requite loyalty
نیاز به وفاداری
requite friendship
نیاز به دوستی
requite gratitude
نیاز به قدردانی
requite trust
نیاز به اعتماد
requite affection
نیاز به محبت
requite support
نیاز به حمایت
it is important to requite kindness with kindness.
بازپرداخت لطف با لطف مهم است.
she hopes to requite his love one day.
او امیدوار است که روزی عشق او را بازپرداخت کند.
he felt the need to requite the support he received.
او احساس کرد که نیاز دارد حمایت هایی که دریافت کرده بود را بازپرداخت کند.
they decided to requite their friends' generosity.
آنها تصمیم گرفتند سخاوت دوستان خود را بازپرداخت کنند.
to requite someone's efforts is a sign of respect.
بازپرداخت تلاش های کسی نشانه ای از احترام است.
in love, it's essential to requite feelings equally.
در عشق، بازپرداخت احساسات به طور مساوی ضروری است.
he wanted to requite her loyalty with a gift.
او می خواست وفاداری او را با هدیه ای بازپرداخت کند.
they believe in the idea of requiting good deeds.
آنها به این ایده که اعمال خوب را بازپرداخت کنید اعتقاد دارند.
it’s vital to requite the trust placed in you.
بازپرداخت اعتمادی که به شما سپرده شده است بسیار مهم است.
she always finds a way to requite her friends' help.
او همیشه راهی برای بازپرداخت کمک دوستانش پیدا می کند.
requite love
نیاز به عشق
requite kindness
نیاز به مهربانی
requite feelings
نیاز به احساسات
requite service
نیاز به خدمات
requite loyalty
نیاز به وفاداری
requite friendship
نیاز به دوستی
requite gratitude
نیاز به قدردانی
requite trust
نیاز به اعتماد
requite affection
نیاز به محبت
requite support
نیاز به حمایت
it is important to requite kindness with kindness.
بازپرداخت لطف با لطف مهم است.
she hopes to requite his love one day.
او امیدوار است که روزی عشق او را بازپرداخت کند.
he felt the need to requite the support he received.
او احساس کرد که نیاز دارد حمایت هایی که دریافت کرده بود را بازپرداخت کند.
they decided to requite their friends' generosity.
آنها تصمیم گرفتند سخاوت دوستان خود را بازپرداخت کنند.
to requite someone's efforts is a sign of respect.
بازپرداخت تلاش های کسی نشانه ای از احترام است.
in love, it's essential to requite feelings equally.
در عشق، بازپرداخت احساسات به طور مساوی ضروری است.
he wanted to requite her loyalty with a gift.
او می خواست وفاداری او را با هدیه ای بازپرداخت کند.
they believe in the idea of requiting good deeds.
آنها به این ایده که اعمال خوب را بازپرداخت کنید اعتقاد دارند.
it’s vital to requite the trust placed in you.
بازپرداخت اعتمادی که به شما سپرده شده است بسیار مهم است.
she always finds a way to requite her friends' help.
او همیشه راهی برای بازپرداخت کمک دوستانش پیدا می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید