requited love
عشق взаيد
requited affection
محبت взаيد
requited feelings
احساسات взаيد
requited desire
تمایل взаيد
requited passion
شور و اشتیاق взаيد
requited friendship
دوستی взаيد
requited attention
توجه взаيد
requited trust
اعتماد взаيد
requited support
حمایت взаيد
requited commitment
تعهد взаيد
her love was requited after years of waiting.
عشق او پس از سالها انتظار پاسخ داده شد.
it is rare to find a requited friendship.
یافتن دوستی که پاسخ داده شود، نادر است.
he finally confessed his feelings, hoping they would be requited.
او بالاخره احساسات خود را ابراز کرد، امیدوار بود که پاسخ داده شوند.
requited love can bring immense joy.
عشق پاسخ داده شده میتواند شادی وصفناپذیری به ارمغان بیاورد.
she dreamed of a requited romance.
او از یک عشق رمانتیک پاسخ داده شده رویای دید.
his affections were not requited, leaving him heartbroken.
احساسات او پاسخ داده نشدند و او را دلشکسته گذاشتند.
in a requited relationship, both partners feel valued.
در یک رابطه پاسخ داده شده، هر دو طرف احساس ارزشمندی میکنند.
she wished for her feelings to be requited one day.
او آرزو داشت روزی احساساتش پاسخ داده شود.
requited feelings can strengthen a bond.
احساسات پاسخ داده شده میتوانند پیوند را تقویت کنند.
he was relieved to find his love was requited.
او از اینکه عشقش پاسخ داده شده بود، احساس راحتی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید