reservess

[ایالات متحده]/ri'zɜːvz/
[بریتانیا]/ri'zɝːvz/

ترجمه

n. نیروی رزرو؛ ذخایر; ذخایر معدنی

عبارات و ترکیب‌ها

bank reserves

ذخایر بانکی

oil reserves

ذخایر نفت

gold reserves

ذخایر طلا

foreign reserves

ذخایر ارزی

natural reserves

ذخایر طبیعی

military reserves

ذخایر نظامی

strategic reserves

ذخایر استراتژیک

game reserves

محوطه‌های شکار

drawing on reserves

استفاده از ذخایر

جملات نمونه

the central bank has substantial foreign exchange reserves to stabilize the national economy.

بانک مرکزی ذخایر ارزی قابل توجهی برای ثبات بخشیدن به اقتصاد ملی دارد.

the country is building up its strategic petroleum reserves for energy security.

کشور در حال افزایش ذخایر نفتی استراتژیک خود برای امنیت انرژی است.

the military reserves were mobilized to deal with the national emergency.

ذخایر نظامی برای مقابله با شرایط اضطراری ملی بسیج شدند.

she has remarkable reserves of strength and resilience.

او دارای ذخایر قابل توجهی از قدرت و تاب‌آوری است.

the company maintains strong cash reserves to survive economic downturns.

شرکت ذخایر نقدی قوی را برای زنده ماندن از رکود اقتصادی حفظ می‌کند.

wildlife reserves protect endangered species from extinction.

جاذبه‌های طبیعی از گونه‌های در معرض خطر انقراض محافظت می‌کنند.

good project management requires financial reserves for unexpected costs.

مدیریت پروژه خوب نیاز به ذخایر مالی برای هزینه‌های پیش‌بینی نشده دارد.

he always keeps his reserves and rarely shows his true feelings.

او همیشه ذخیره‌اش را حفظ می‌کند و به ندرت احساسات واقعی خود را نشان می‌دهد.

the reserve soldiers completed their training and await deployment orders.

سربازان ذخیره آموزش خود را تکمیل کرده و منتظر دستورات استقرار هستند.

the hospital has reserve generators for power outages.

بیمارستان ژنراتورهای پشتیبان برای قطع برق دارد.

the reservoir holds water reserves for the dry season.

سد ذخایر آب را برای فصل خشک نگه می‌دارد.

she finished the difficult project with reserves of determination.

او پروژه دشوار را با ذخایر اراده به پایان رساند.

the energy company has sufficient natural gas reserves for winter heating.

شرکت انرژی ذخایر گاز طبیعی کافی برای گرمایش زمستانی دارد.

the government maintains emergency reserves of supplies for disaster relief.

دولت ذخایر اضطراری مواد غذایی را برای امداد رسانی در بلایا حفظ می‌کند.

the ministry of defense keeps precise reserves of military equipment.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید