resettles

[ایالات متحده]/ˌriːˈsɛt.əlz/
[بریتانیا]/ˌriːˈsɛt.əlz/

ترجمه

v. به پناهندگان (به ویژه) کمک کردن تا در کشور دیگری مستقر شوند؛ دوباره مستقر کردن (زمین‌ها، مناطق و غیره)

عبارات و ترکیب‌ها

resettles in peace

بازنشینی با صلح

resettles the family

بازنشینی خانواده

resettles the refugees

بازنشینی آوارگان

resettles abroad

بازنشینی در خارج از کشور

resettles quickly

به سرعت بازنشینی

resettles after conflict

پس از درگیری بازنشینی

resettles into society

بازنشینی در جامعه

resettles for safety

بازنشینی برای ایمنی

resettles with support

بازنشینی با حمایت

جملات نمونه

the organization resettles refugees in safe areas.

سازمان آوارگان را در مناطق امن دوباره اسکان می‌دهد.

after the war, the government resettles displaced families.

پس از جنگ، دولت خانواده‌های آواره را دوباره اسکان می‌دهد.

she resettles in a new city for better job opportunities.

او برای فرصت‌های شغلی بهتر در یک شهر جدید دوباره اسکان می‌یابد.

they resettle communities affected by natural disasters.

آنها جوامعی که تحت تأثیر بلایای طبیعی قرار گرفته‌اند را دوباره اسکان می‌دهند.

the charity helps resettle homeless individuals.

خیرخواهانه به اسکان مجدد افراد بی‌خانمان کمک می‌کند.

he resettles his family in a more affordable neighborhood.

او خانواده‌اش را در یک محله مقرون به صرفه‌تر دوباره اسکان می‌دهد.

the program resettles veterans returning from overseas.

برنامه سربازان بازگشته از خارج از کشور را دوباره اسکان می‌دهد.

local authorities resettle people after the flood.

مقامات محلی مردم را پس از سیل دوباره اسکان می‌دهند.

many organizations are working to resettle asylum seekers.

سازمان‌های زیادی برای اسکان مجدد جویندگان پناهندگی تلاش می‌کنند.

she plans to resettle in a different country next year.

او قصد دارد سال آینده در یک کشور دیگر دوباره اسکان یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید