dns resolver
حلکننده DNS
resolver service
سرویس حلکننده
resolver pattern
الگوی حلکننده
resolver function
تابع حلکننده
resolver library
کتابخانه حلکننده
resolver error
خطای حلکننده
resolver configuration
تنظیمات حلکننده
resolver plugin
ماژول حلکننده
resolver query
پرسش حلکننده
resolver interface
واسط حلکننده
the resolver quickly fixed the issue.
حلکننده به سرعت مشکل را برطرف کرد.
we need a resolver for the conflict.
ما به یک حلکننده برای درگیری نیاز داریم.
the resolver helps in troubleshooting errors.
حلکننده در رفع اشکال کمک میکند.
she is a skilled resolver of complex problems.
او یک حلکننده ماهر مشکلات پیچیده است.
the resolver can handle multiple requests at once.
حلکننده میتواند چندین درخواست را به طور همزمان مدیریت کند.
he acted as the resolver in the negotiation.
او در مذاکره نقش حلکننده را ایفا کرد.
the software has a built-in resolver feature.
نرمافزار دارای ویژگی حلکننده داخلی است.
using a resolver improves system efficiency.
استفاده از حلکننده باعث بهبود کارایی سیستم میشود.
a good resolver can save time and resources.
یک حلکننده خوب میتواند در زمان و منابع صرفهجویی کند.
the resolver provided a clear solution.
حلکننده یک راه حل واضح ارائه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید