results-oriented

[ایالات متحده]/[ˈrez.əlt ˈɔː.rɪ.ən.tɪd]/
[بریتانیا]/[ˈrɛz.əlt ˈɔː.rɪ.ən.tɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متمرکز بر دستیابی به نتایج یا اهداف خاص؛ نگران دستیابی به نتایج قابل اندازه‌گیری؛ تحت تأثیر میل به دیدن نتایج ملموس.

عبارات و ترکیب‌ها

results-oriented approach

رویکرد نتیجه‌محور

results-oriented manager

مدیر نتیجه‌محور

results-oriented person

شخص نتیجه‌محور

being results-oriented

داشتن رویکرد نتیجه‌محور

results-oriented culture

فرهنگ نتیجه‌محور

highly results-oriented

بسیار نتیجه‌محور

results-oriented goals

اهداف نتیجه‌محور

results-oriented strategy

استراتژی نتیجه‌محور

were results-oriented

نتیجه‌محور بودند

results-oriented work

کار نتیجه‌محور

جملات نمونه

we need a results-oriented approach to this project to ensure success.

ما به یک رویکرد نتیجه‌گرا در این پروژه برای اطمینان از موفقیت نیاز داریم.

the manager is looking for results-oriented employees who can deliver on their promises.

مدیر به دنبال کارمندانی با رویکرد نتیجه‌گرا است که بتوانند به وعده‌های خود عمل کنند.

our results-oriented strategy focuses on key performance indicators and measurable outcomes.

استراتژی نتیجه‌گرا ما بر روی شاخص‌های کلیدی عملکرد و نتایج قابل اندازه‌گیری تمرکز دارد.

the team demonstrated a results-oriented mindset by proactively addressing challenges.

تیم با رسیدگی پیشگیرانه به چالش‌ها، یک طرز فکر نتیجه‌گرا نشان داد.

we conducted a results-oriented review of the marketing campaign's effectiveness.

ما یک بررسی نتیجه‌گرا از اثربخشی کمپین بازاریابی انجام دادیم.

the company values results-oriented performance above all else.

شرکت بالاتر از همه، عملکرد نتیجه‌گرا را ارزش می‌گذارد.

he's a results-oriented leader who drives his team to achieve ambitious goals.

او یک رهبر نتیجه‌گرا است که تیم خود را برای دستیابی به اهداف بلندپروازانه سوق می‌دهد.

the new system is designed to be more results-oriented and efficient.

سیستم جدید به گونه‌ای طراحی شده است که نتیجه‌گرا و کارآمدتر باشد.

we implemented a results-oriented training program for our sales team.

ما یک برنامه آموزشی نتیجه‌گرا برای تیم فروش خود اجرا کردیم.

the client appreciated our results-oriented solutions and proactive communication.

مشتری از راه حل‌های نتیجه‌گرا و ارتباطات فعالانه ما قدردانی کرد.

a results-oriented culture encourages accountability and continuous improvement.

یک فرهنگ نتیجه‌گرا، پاسخگویی و بهبود مستمر را تشویق می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید