retype

[ایالات متحده]/ri:'taip/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره تایپ کنید

نمونه‌های واقعی

So, second drafts, I say retype the whole thing.

پس، پیش‌نویس‌های دوم، من می‌گویم کل آن را دوباره تایپ کنید.

منبع: Connection Magazine

Even if it seems like a waste of time, you'd have to retype your notes again and again to have the same cognitive impact.

حتی اگر به نظر بیاید که اتلاف وقت است، باید یادداشت‌های خود را بارها و بارها دوباره تایپ کنید تا همان تأثیر شناختی را داشته باشید.

منبع: Science in Life

But as you start building longer and longer commands, it can become kind of bothersome having to retype them again and again.

اما با شروع ساخت دستورات طولانی‌تر و طولانی‌تر، مجبور شدن دوباره آن‌ها را تایپ کنید می‌تواند کمی آزاردهنده باشد.

منبع: PKM OS

(" You said it in a session some time ago. I happened to remember it because I was retyping the session.Or did I get the word wrong? " )

(" شما آن را در یک جلسه مدتی پیش گفتید. من آن را به یاد آوردم زیرا داشتم در حال تایپ مجدد آن جلسه بودم. یا من کلمه را اشتباه گفتم؟ " )

منبع: The Early Sessions

And you don't want to be kind of retyping these commands and more generally, if you start configuring your shell more and more, you want some way of bootstrapping all this configuration.

و نمی‌خواهید دائماً این دستورات را دوباره تایپ کنید و به طور کلی، اگر شروع به پیکربندی پوسته خود بیشتر و بیشتر کنید، راهی برای راه‌اندازی همه این تنظیمات می‌خواهید.

منبع: PKM OS

15. M: Professor Johnson, last night when I was putting the finishing touches on my paper, a computer failure completely wiped out my files. Do you think I could have another day to retype it?

۱۵. M: آقای پروفسور جانسون، شب گذشته وقتی داشتم آخرین جزئیات مقاله خود را اضافه می‌کردم، خرابی کامپیوتر تمام فایل‌هایم را پاک کرد. فکر می‌کنید می‌توانم یک روز دیگر برای تایپ مجدد آن داشته باشم؟

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

But as I started to retype this letter, it suddenly occurred to me that there were a lot of other people who would jump at the chance to do the work I was doing.

اما با شروع تایپ مجدد این نامه، ناگهان به ذهنم رسید که افراد زیادی هستند که از انجام کاری که من انجام می‌دادم، استقبال می‌کنند.

منبع: The virtues of human nature.

When he returned, the first thing he blurted out was, " That idiot Milani mixed the pages and has to retype the whole thing. So I have nothing to work on this afternoon, which sets me back a whole day."

وقتی برگشت، اولین چیزی که گفت این بود: «آن احمق میلانی صفحات را مخلوط کرده و باید کل آن را دوباره تایپ کند. بنابراین من هیچ کاری برای انجام در این بعد از ظهر ندارم که باعث می‌شود یک روز عقب بیفتم.»

منبع: Call Me by Your Name

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید