rewords

[ایالات متحده]/rɪˈwɜːdz/
[بریتانیا]/rɪˈwɜrdz/

ترجمه

v. چیزی را با کلمات متفاوت بیان کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rewords needed

نیاز به بازنویسی

rewords required

بازنویسی مورد نیاز

rewords suggested

بازنویسی پیشنهادی

rewords optional

بازنویسی اختیاری

rewords accepted

بازنویسی پذیرفته شده

rewords available

بازنویسی در دسترس

rewords necessary

بازنویسی ضروری

rewords helpful

بازنویسی مفید

rewords provided

بازنویسی ارائه شده

rewords done

بازنویسی انجام شده

جملات نمونه

he often rewords his speeches to make them more engaging.

او اغلب سخنرانی‌های خود را بازنویسی می‌کند تا جذاب‌تر شوند.

can you reword this sentence to make it clearer?

آیا می‌توانید این جمله را بازنویسی کنید تا واضح‌تر شود؟

teachers often reword instructions for better understanding.

معلمان اغلب دستورالعمل‌ها را برای درک بهتر بازنویسی می‌کنند.

she rewords her emails to sound more professional.

او ایمیل‌های خود را بازنویسی می‌کند تا حرفه‌ای‌تر به نظر برسند.

rewording difficult concepts can help students learn.

بازنویسی مفاهیم دشوار می‌تواند به دانش‌آموزان کمک کند تا یاد بگیرند.

it's important to reword feedback to be constructive.

مهم است که بازخورد را به گونه‌ای بازنویسی کنید که سازنده باشد.

he rewords the content to avoid plagiarism.

او محتوا را بازنویسی می‌کند تا از سرقت ادبی جلوگیری کند.

she always rewords her ideas before sharing them.

او همیشه قبل از به اشتراک گذاشتن ایده‌های خود آن‌ها را بازنویسی می‌کند.

rewording can enhance the clarity of your writing.

بازنویسی می‌تواند وضوح نوشته‌های شما را افزایش دهد.

he tends to reword popular phrases to make them unique.

او معمولاً عبارات محبوب را بازنویسی می‌کند تا آن‌ها را منحصر به فرد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید