riblet

[ایالات متحده]/ˈrɪblɪt/
[بریتانیا]/ˈrɪblɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (بره یا گوساله کوچک) نوار دنده؛ دنده
Word Forms
جمعriblets

عبارات و ترکیب‌ها

riblet rack

قفس ربلت

riblet sauce

سس ربلت

riblet platter

سینی ربلت

riblet meal

وعده غذایی ربلت

riblet bites

بایت‌های ربلت

riblet seasoning

طعم‌دهنده ربلت

riblet grill

باربکیوی ربلت

riblet skewer

سیخ ربلت

riblet dip

دیپ ربلت

riblet dish

غذا ربلت

جملات نمونه

i ordered a plate of riblets at the barbecue restaurant.

من یک بشقاب ربیلت در رستوران باربکیو سفارش دادم.

riblets are a popular choice for grilling during summer.

ربیلت یک انتخاب محبوب برای گریل کردن در طول تابستان است.

she marinated the riblets overnight for extra flavor.

او ربیلت ها را برای طعم بیشتر یک شبه خواباند.

we enjoyed riblets with a tangy barbecue sauce.

ما از ربیلت با سس باربکیوی ترش لذت بردیم.

he learned how to cook riblets from his grandmother.

او طرز تهیه ربیلت را از مادربزرگش یاد گرفت.

riblets can be served as an appetizer or main dish.

ربیلت را می توان به عنوان پیش غذا یا غذای اصلی سرو کرد.

they paired the riblets with coleslaw and cornbread.

آنها ربیلت را با سالاد کلم و نان ذرت جفت کردند.

riblets are often enjoyed at family gatherings and picnics.

ربیلت اغلب در دورهمی های خانوادگی و پیک نیک ها لذت می برد.

he prefers riblets over traditional ribs for their tenderness.

او به دلیل لطافت آنها ربیلت را به ر یب سنتی ترجیح می دهد.

after grilling, the riblets were juicy and flavorful.

پس از گریل کردن، ربیلت آبدار و خوشمزه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید