righted wrongs
اصلاح اشتباهات
righted the ship
کشتی را اصلاح کرد
righted the course
مسیر را اصلاح کرد
righted the balance
تعادل را اصلاح کرد
righted the issue
مشکل را اصلاح کرد
righted the record
رکورد را اصلاح کرد
righted the wrong
اشتباه را اصلاح کرد
righted the situation
شرایط را اصلاح کرد
righted their path
مسیر آنها را اصلاح کرد
righted the mistake
اشتباه را اصلاح کرد
the ship was righted after the storm.
کشتی پس از طوفان دوباره سرپا شد.
he righted the overturned chair.
او صندلی واژگون شده را سرپا کرد.
they righted the wrongs of the past.
آنها اشتباهات گذشته را جبران کردند.
she righted the situation with her quick thinking.
او با تفکر سریع، وضعیت را سر و سامان داد.
the team worked hard to right the project.
تیم سخت تلاش کرد تا پروژه را دوباره روی ریل بیاورد.
he finally righted his financial troubles.
او بالاخره مشکلات مالی خود را حل کرد.
after the accident, the car was righted.
پس از حادثه، ماشین دوباره سرپا شد.
she righted her posture while sitting.
او در حالی که مینشست، وضعیت بدنی خود را اصلاح کرد.
the organization aims to right the injustices.
سازمان هدف خود را از بین بردن بیعدالتیها میداند.
he felt relieved when he righted his mistake.
وقتی اشتباهش را جبران کرد، احساس راحتی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید