rigidize structure
سختسازی ساختار
rigidize material
سختسازی مواد
rigidize process
سختسازی فرآیند
rigidize behavior
سختسازی رفتار
rigidize design
سختسازی طراحی
rigidize system
سختسازی سیستم
rigidize framework
سختسازی چارچوب
rigidize rules
سختسازی قوانین
rigidize standards
سختسازی استانداردها
rigidize policy
سختسازی سیاست
they decided to rigidize the rules to maintain order.
آنها تصمیم گرفتند قوانین را برای حفظ نظم سخت کنند.
the new policy aims to rigidize the hiring process.
سیاست جدید با هدف سخت کردن فرآیند استخدام است.
to prevent accidents, we need to rigidize safety measures.
برای جلوگیری از حوادث، ما نیاز به سخت کردن اقدامات ایمنی داریم.
the company plans to rigidize its quality control standards.
شرکت قصد دارد استانداردهای کنترل کیفیت خود را سخت کند.
they hope to rigidize the training program for better results.
آنها امیدوارند برنامه آموزشی را برای دستیابی به نتایج بهتر سخت کنند.
to ensure compliance, we must rigidize the reporting procedures.
برای اطمینان از رعایت قوانین، ما باید روش های گزارش دهی را سخت کنیم.
the team decided to rigidize their approach to project management.
تیم تصمیم گرفت رویکرد خود را در مدیریت پروژه سخت کند.
management wants to rigidize the workflow to increase efficiency.
مدیریت می خواهد گردش کار را برای افزایش کارایی سخت کند.
they will rigidize the guidelines for remote work to ensure fairness.
آنها دستورالعمل های کار از راه دور را برای اطمینان از عدالت سخت خواهند کرد.
to enhance security, we need to rigidize access controls.
برای افزایش امنیت، ما نیاز به سخت کردن کنترل دسترسی داریم.
rigidize structure
سختسازی ساختار
rigidize material
سختسازی مواد
rigidize process
سختسازی فرآیند
rigidize behavior
سختسازی رفتار
rigidize design
سختسازی طراحی
rigidize system
سختسازی سیستم
rigidize framework
سختسازی چارچوب
rigidize rules
سختسازی قوانین
rigidize standards
سختسازی استانداردها
rigidize policy
سختسازی سیاست
they decided to rigidize the rules to maintain order.
آنها تصمیم گرفتند قوانین را برای حفظ نظم سخت کنند.
the new policy aims to rigidize the hiring process.
سیاست جدید با هدف سخت کردن فرآیند استخدام است.
to prevent accidents, we need to rigidize safety measures.
برای جلوگیری از حوادث، ما نیاز به سخت کردن اقدامات ایمنی داریم.
the company plans to rigidize its quality control standards.
شرکت قصد دارد استانداردهای کنترل کیفیت خود را سخت کند.
they hope to rigidize the training program for better results.
آنها امیدوارند برنامه آموزشی را برای دستیابی به نتایج بهتر سخت کنند.
to ensure compliance, we must rigidize the reporting procedures.
برای اطمینان از رعایت قوانین، ما باید روش های گزارش دهی را سخت کنیم.
the team decided to rigidize their approach to project management.
تیم تصمیم گرفت رویکرد خود را در مدیریت پروژه سخت کند.
management wants to rigidize the workflow to increase efficiency.
مدیریت می خواهد گردش کار را برای افزایش کارایی سخت کند.
they will rigidize the guidelines for remote work to ensure fairness.
آنها دستورالعمل های کار از راه دور را برای اطمینان از عدالت سخت خواهند کرد.
to enhance security, we need to rigidize access controls.
برای افزایش امنیت، ما نیاز به سخت کردن کنترل دسترسی داریم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید