ring-in

[ایالات متحده]/[ˈrɪŋ ɪn]/
[بریتانیا]/[ˈrɪŋ ɪn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به یک تیم یا گروه به عنوان عضو جدید پیوستن، به ویژه در ورزش؛ به کسی تلفن زدن
n. یک عضو جدید از یک تیم یا گروه

عبارات و ترکیب‌ها

new ring-in

رینگ-این جدید

ring-in candidate

نامزد رینگ-این

ring-ins arrive

رینگ-این‌ها وارد می‌شوند

a ring-in

یک رینگ-این

ring-in policy

سیاست رینگ-این

ring-in process

فرآیند رینگ-این

ring-in period

دوره رینگ-این

جملات نمونه

the new player was a ring-in for the final game.

بازیکن جدید یک نفر جایگزین برای بازی نهایی بود.

he was a ring-in to the team, but proved his worth.

او یک نفر جایگزین برای تیم بود، اما ارزش خود را ثابت کرد.

the company brought in a ring-in consultant to advise them.

شرکت یک مشاور جایگزین را برای مشاوره آنها استخدام کرد.

it's rumored that he's a ring-in for the competition.

گفته می‌شود او یک نفر جایگزین برای مسابقه است.

they needed a ring-in to fill the vacant position.

آنها نیاز به یک نفر جایگزین برای پر کردن موقعیت خالی داشتند.

the manager decided to ring-in a fresh perspective.

مدیر تصمیم گرفت یک نگاه تازه را جایگزین کند.

she was a ring-in for the role, despite lacking experience.

او یک نفر جایگزین برای این نقش بود، با وجود نداشتن تجربه.

the team used a ring-in to boost their chances of winning.

تیم یک نفر جایگزین را برای افزایش احتمال برنده شدن خود استفاده کرد.

he was a ring-in to the project, brought in at the last minute.

او یک نفر جایگزین برای پروژه بود، که در آخرین لحظه استخدام شد.

the coach wanted a ring-in to add some energy to the game.

مربی می‌خواست یک نفر جایگزین را برای افزودن انرژی به بازی استخدام کند.

they brought in a ring-in expert to evaluate the data.

آنها یک متخصص جایگزین را برای ارزیابی داده‌ها استخدام کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید