riven

[ایالات متحده]/ˈrɪvn/
[بریتانیا]/ˈrɪvn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پاره شده
Word Forms
قسمت سوم فعلriven

جملات نمونه

the wood was riven with deep cracks.

چوب مملو از ترک‌های عمیق بود.

This country is often riven by earthquakes.

این کشور اغلب دچار زلزله می شود.

the party was riven by disagreements over Europe.

حزب به دلیل اختلاف نظرهای اروپایی دچار تفرقه شد.

Riven began to feel his ears and toes thaw out .

ریون شروع به احساس گرم شدن گوش‌ها و انگشتان پا کرد.

The riven rock revealed a hidden cave.

سنگ شکسته یک غار پنهان را آشکار کرد.

Their friendship was riven by a misunderstanding.

دوستی آنها به دلیل سوء تفاهمی متلاشی شد.

The country was riven by political unrest.

کشور به دلیل بی‌نظمی سیاسی دچار تفرقه شد.

The family was riven by conflicting loyalties.

خانواده به دلیل وفاداری‌های متضاد دچار تفرقه شد.

The storm riven tree lay across the road.

درخت شکسته در اثر طوفان در طول جاده افتاده بود.

Her heart was riven with sorrow.

قلب او مملو از غم بود.

The earthquake riven landscape was breathtaking.

منظره شکسته شده در اثر زلزله نفس‌گیر بود.

The community was riven by disagreements over the new development plan.

جامعه به دلیل اختلاف نظر در مورد طرح توسعه جدید دچار تفرقه شد.

Their once close relationship was riven by betrayal.

ارتباطی که زمانی نزدیک بود، به دلیل خیانت متلاشی شد.

The riven door allowed a glimpse into the dark room.

در شکسته اجازه نگاهی به اتاق تاریک را داد.

نمونه‌های واقعی

Amid this pressure the hacker underground, riven by squabbles and splits over personality and policy, has turned on itself.

در این فشار، فضای هکرهای زیرزمینی که دچار اختلافات و شکاف‌هایی بر سر مسائل شخصی و سیاست شده است، به سمت خود برگشته است.

منبع: The Economist - International

The crowd scatters terrified. A man rives in agony on the ground. Another lies lifeless on the snow.

هیاهوگویان وحشت‌زده پراکنده می‌شوند. مردی بر روی زمین از درد فریاد می‌زند. دیگری بی‌جان روی برف افتاده است.

منبع: BBC Listening February 2015 Collection

They'd be riven to bits, ere ever they'd be different'.

قبل از اینکه تغییر کنند، به تکه تکه تبدیل خواهند شد.

منبع: Difficult Times (Part 2)

But the path from now to a climate-friendlier future is riven with uncertainty.

اما مسیری که از اینجا تا آینده‌ای سازگارتر با آب و هوا وجود دارد، مملو از ابهام است.

منبع: Economist Business

It plained of its gaping wounds, its inward bleeding, its riven chords.

از زخم‌های دهانه دارش، خونریزی درونی و سیم‌های پاره‌اش شکایت کرد.

منبع: Jane Eyre (Original Version)

Brutus hath rived my heart: A friend should bear his friend's infirmities, But Brutus makes mine greater than they are.

بروتوس قلب من را شکسته است: دوست باید رنج‌های دوست خود را تحمل کند، اما بروتوس باعث می‌کند که رنج‌های من بیشتر از آنچه هستند، بزرگتر شوند.

منبع: American Version Language Arts Volume 6

This plant now looks entirely at home on the banks of English rives.

این گیاه اکنون به طور کامل در کنار رودخانه‌های انگلیسی احساس راحتی می‌کند.

منبع: RA real exam questions and answers demonstration.

He planted a rice paddy, an upland rive and some glutinous rice.

او یک مزرعه برنج، یک رودخانه کوهستانی و کمی برنج چسبناک کاشت.

منبع: Pan Pan

And yet, after years of conflict, countless fault lines like this crisscross Iraq, leaving riven communities and millions of upturned lives in their wake.

با این حال، پس از سال‌ها جنگ، خطوط گسل بی‌شماری مانند این، عراق را در هم می‌شکافند و جوامع پاره پاره و میلیون‌ها زندگی وارونه را در پی خود باقی می‌گذارند.

منبع: Time

Descending the laurel walk, I faced the wreck of the chestnut-tree; it stood up black and riven: the trunk, split down the centre, gasped ghastly.

در حال پایین آمدن از مسیر نمادین، با بقایای درخت چنار روبرو شدم؛ آن سیاه و شکسته ایستاده بود: تنه، از وسط شکافته شده بود و به طرز وحشتناکی نفس می‌کشید.

منبع: Jane Eyre (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید