| جمع | rodomontades |
rodomontade speech
سخنرانی خودستایانه
rodomontade claims
ادعاهای خودستایانه
rodomontade attitude
حرفهای خودستایانه
rodomontade behavior
رفتار خودستایانه
rodomontade remarks
اظهارات خودستایانه
rodomontade talk
صحبتهای خودستایانه
rodomontade style
سبک خودستایانه
rodomontade display
نمایش خودستایانه
rodomontade persona
شخصیت خودستایانه
rodomontade narrative
روایت خودستایانه
his constant rodomontade about his achievements became tiresome.
خودستری و خودنمایی او در مورد دستاوردهای خود خسته کننده شد.
she dismissed his rodomontade as mere bragging.
او خودستری او را صرفاً به عنوان خودستایی ارزیابی کرد.
despite his rodomontade, he lacked real experience.
با وجود خودستری او، او فاقد تجربه واقعی بود.
the politician's rodomontade impressed some voters but alienated others.
خودستری سیاستمدار برخی از رای دهندگان را تحت تأثیر قرار داد اما دیگران را بیگانه کرد.
his rodomontade during the interview raised eyebrows.
خودستری او در طول مصاحبه، ابروهای افراد را بالا برد.
she was known for her rodomontade, often exaggerating her successes.
او به خاطر خودستری خود شناخته می شد و اغلب موفقیت های خود را اغراق می کرد.
his rodomontade about his wealth was hard to believe.
خودستری او در مورد ثروت خود سخت قابل باور نبود.
the team's rodomontade after the victory was expected.
خودستری تیم پس از پیروزی قابل انتظار بود.
many found his rodomontade amusing rather than impressive.
بسیاری رفتار خودستای او را خنده دار تر از این که تأثیرگذار باشد، یافتند.
his rodomontade did not match his actual performance.
خودستری او با عملکرد واقعی او مطابقت نداشت.
rodomontade speech
سخنرانی خودستایانه
rodomontade claims
ادعاهای خودستایانه
rodomontade attitude
حرفهای خودستایانه
rodomontade behavior
رفتار خودستایانه
rodomontade remarks
اظهارات خودستایانه
rodomontade talk
صحبتهای خودستایانه
rodomontade style
سبک خودستایانه
rodomontade display
نمایش خودستایانه
rodomontade persona
شخصیت خودستایانه
rodomontade narrative
روایت خودستایانه
his constant rodomontade about his achievements became tiresome.
خودستری و خودنمایی او در مورد دستاوردهای خود خسته کننده شد.
she dismissed his rodomontade as mere bragging.
او خودستری او را صرفاً به عنوان خودستایی ارزیابی کرد.
despite his rodomontade, he lacked real experience.
با وجود خودستری او، او فاقد تجربه واقعی بود.
the politician's rodomontade impressed some voters but alienated others.
خودستری سیاستمدار برخی از رای دهندگان را تحت تأثیر قرار داد اما دیگران را بیگانه کرد.
his rodomontade during the interview raised eyebrows.
خودستری او در طول مصاحبه، ابروهای افراد را بالا برد.
she was known for her rodomontade, often exaggerating her successes.
او به خاطر خودستری خود شناخته می شد و اغلب موفقیت های خود را اغراق می کرد.
his rodomontade about his wealth was hard to believe.
خودستری او در مورد ثروت خود سخت قابل باور نبود.
the team's rodomontade after the victory was expected.
خودستری تیم پس از پیروزی قابل انتظار بود.
many found his rodomontade amusing rather than impressive.
بسیاری رفتار خودستای او را خنده دار تر از این که تأثیرگذار باشد، یافتند.
his rodomontade did not match his actual performance.
خودستری او با عملکرد واقعی او مطابقت نداشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید