rojo

[ایالات متحده]/ˈroxo/
[بریتانیا]/ˈroho/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.نام شخصی (در زبان‌های پرتغالی، سوئدی، فنلاندی و اسپانیایی)
adj.قرمز

جملات نمونه

the artist painted the sunset in shades of rojo.

هنرمند غروب آفتاب را با سایه‌های سرخای زننده کشید.

she chose a rojo dress for the gala evening.

او برای شب gala یک لباس سرخای زننده انتخاب کرد.

the wine had a beautiful rojo color with ruby highlights.

شراب رنگ سرخای زیبایی با درخشش یاقوتی داشت.

his nuevo libro features a striking rojo cover design.

کتاب جدید او دارای طرح جلد سرخای چشمگیری است.

the restaurant's interior is decorated in deep rojo tones.

دکوراسیون داخلی رستوران با تن‌های سرخای تیره تزئین شده است.

she applied a layer of rojo lipstick before leaving.

قبل از بیرون رفتن لایه‌ای رژلب سرخای زننده زد.

the autumn leaves turned a magnificent rojo during october.

برگ‌های پاییزی در طول ماه اکتبر به رنگ سرخای فوق‌العاده‌ای تبدیل شدند.

the ballroom featured magnificent rojo velvet curtains.

سالن رقص دارای پرده‌های مخمل سرخای باشکوهی بود.

his new sports car is painted in brilliant rojo metallic.

ماشین ورزشی جدیدش با رنگ سرخای براق فلزی رنگ‌آمیزی شده است.

the flamenco dancer wore elegant rojo heels.

رقاص flamenco کفش‌های پاشنه سرخای الکانت پوشیده بود.

the chef added a splash of rojo pepper to the sauce.

آشپز یک قطره فلفل سرخای زننده به سس اضافه کرد.

the garden showcased brilliant rojo roses blooming everywhere.

تاتو اسپانیایی او دارای طرح‌های گل سرخای ظریفی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید