rootle

[ایالات متحده]/ˈruːt(ə)l/
[بریتانیا]/ˈruːt(ə)l/

ترجمه

v. با بینی کندن یا جستجو کردن
vt. با نوک بینی کندن یا جستجو کردن
vi. جستجو کردن یا ریشه کن کردن
Word Forms
زمان گذشتهrootled
قسمت سوم فعلrootled
صفت یا فعل حال استمراریrootling
شکل سوم شخص مفردrootles
جمعrootles

عبارات و ترکیب‌ها

rootle around

جستجو کردن

rootle through

جستجو کردن در میان

rootle out

بیرون آوردن

rootle about

چک‌چک کردن

rootle in

وارد شدن

rootle up

بیرون آوردن

rootle away

دور کردن

rootle for

جستجو کردن برای

rootle on

ادامه دادن

rootle back

بازگشت

جملات نمونه

the dog loves to rootle around in the garden.

سگ عاشق کند و کاو در باغ است.

she watched the cat rootle through the leaves.

او گربه را در حال کندن برگ ها تماشا کرد.

children often rootle in the sand at the beach.

کودکان اغلب در ساحل در شن ها کند و کاو می کنند.

he decided to rootle through his old toys in the attic.

او تصمیم گرفت اسباب بازی های قدیمی خود را در زیرزمین جستجو کند.

they love to rootle around the forest for hidden treasures.

آنها عاشق کند و کاو در جنگل برای یافتن گنج های پنهان هستند.

she found her missing keys while rootling in her bag.

او کلیدهای گم شده خود را در حالی که در کیف خود جستجو می کرد، پیدا کرد.

he spent the afternoon rootling through his family photo albums.

او بعد از ظهر را صرف جستجو در آلبوم عکس های خانوادگی خود کرد.

the pig began to rootle in the mud for food.

خوک شروع به کندن در گل برای غذا کرد.

she always rootles around her desk for lost papers.

او همیشه در حال جستجو در اطراف میز خود برای یافتن کاغذهای گم شده است.

on weekends, he likes to rootle through antique shops.

در آخر هفته ها، او دوست دارد در مغازه های عتیقه جستجو کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید