roughnesses

[ایالات متحده]/[ˈrʌf.nɪ.s]/
[بریتانیا]/[ˈrʌf.nɪ.s]/

ترجمه

n. ناهنجاری‌ها روی یک سطح؛ ناهمواری؛ مشکلات یا چالش‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

ignoring roughnesses

نادیده گرفتن زبری‌ها

feel the roughnesses

احساس زبری‌ها

eliminate roughnesses

حذف زبری‌ها

surface roughnesses

زبری‌های سطحی

despite roughnesses

با وجود زبری‌ها

dealing with roughnesses

رسیدگی به زبری‌ها

minimize roughnesses

حداقل رساندن زبری‌ها

detecting roughnesses

تشخیص زبری‌ها

reducing roughness

کاهش زبری

hidden roughnesses

زبری‌های پنهان

جملات نمونه

the sandpaper revealed the wood's inherent roughnesses.

سمباده زبری‌های ذاتی چوب را نمایان کرد.

despite the smoothness, subtle roughnesses remained on the vase.

با وجود صافی، زبری‌های ظریف روی گلدان باقی مانده بودند.

we analyzed the surface for any manufacturing roughnesses.

ما سطح را برای هرگونه زبری‌های تولید بررسی کردیم.

the climber noted the rock face's numerous roughnesses.

صخره‌نورد زبری‌های متعدد سطح صخره را متوجه شد.

the paint highlighted the wall's existing roughnesses.

رنگ زبری‌های موجود روی دیوار را برجسته کرد.

he felt the roughnesses of the fabric between his fingers.

او زبری‌های پارچه را بین انگشتانش احساس کرد.

the map indicated areas with significant terrain roughnesses.

نقشه مناطقی با زبری‌های چشمگیر زمین را نشان می‌داد.

the sculptor used tools to smooth out the stone's roughnesses.

مجسمه‌ساز از ابزارها برای از بین بردن زبری‌های سنگ استفاده کرد.

the road surface had several noticeable roughnesses after the repair.

سطح جاده پس از تعمیر، چندین زبری قابل توجه داشت.

the data revealed unexpected roughnesses in the signal.

داده‌ها زبری‌های غیرمنتظره‌ای در سیگنال نشان دادند.

the artist appreciated the paper's subtle roughnesses.

هنرمند از زبری‌های ظریف کاغذ قدردانی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید