the band played rousingly to a packed crowd, and everyone clapped along.
گروه با شور و هیجان برای تماشاچیان زیادی اجرا کرد و همه همراهی کردند.
her voice rang rousingly across the hall, lifting the mood at once.
صدای او با شور و هیجان در سراسر سالن طنینانداز شد و فوراً حال و هوا را بهتر کرد.
the choir sang rousingly, turning a quiet ceremony into a celebration.
گروه کر با شور و هیجان آواز خواند و یک مراسم آرام را به یک جشن تبدیل کرد.
the anthem rose rousingly from the stands, uniting rival fans for a moment.
سرود با شور و هیجان از جایگاهها سر برآورد و برای لحظهای طرفداران رقیب را متحد کرد.
he delivered the final lines rousingly, and the audience leapt to its feet.
او آخرین خطوط را با شور و هیجان ارائه کرد و تماشاچیان از جا برخاستند.
the crowd cheered rousingly when the underdog took the lead.
تماشاچیان با شور و هیجان تشویق کردند وقتی تیم بازندهها جلو افتادند.
she spoke rousingly about teamwork, and the room felt energized.
او با شور و هیجان در مورد کار گروهی صحبت کرد و اتاق پر از انرژی شد.
the drums beat rousingly through the streets during the parade.
در طول رژه، طبلها با شور و هیجان در خیابانها طنینانداز شدند.
they toasted rousingly to the winners, laughing and singing late into the night.
آنها با شور و هیجان به افتخار برندگان، خندیدند و تا دیروقت آواز خواندند.
the coach praised the team rousingly after the comeback victory.
مربی پس از پیروزی بازگشت، با شور و هیجان از تیم تعریف کرد.
the novelist described the rescue rousingly, and readers felt their hearts race.
نویسنده رهایی را با شور و هیجان توصیف کرد و خوانندگان احساس کردند ضربان قلبشان بالا رفته است.
the pianist closed the concert rousingly, drawing cheers from every row.
پیانیست با شور و هیجان کنسرت را به پایان رساند و تشویق از هر ردی دریافت کرد.
the band played rousingly to a packed crowd, and everyone clapped along.
گروه با شور و هیجان برای تماشاچیان زیادی اجرا کرد و همه همراهی کردند.
her voice rang rousingly across the hall, lifting the mood at once.
صدای او با شور و هیجان در سراسر سالن طنینانداز شد و فوراً حال و هوا را بهتر کرد.
the choir sang rousingly, turning a quiet ceremony into a celebration.
گروه کر با شور و هیجان آواز خواند و یک مراسم آرام را به یک جشن تبدیل کرد.
the anthem rose rousingly from the stands, uniting rival fans for a moment.
سرود با شور و هیجان از جایگاهها سر برآورد و برای لحظهای طرفداران رقیب را متحد کرد.
he delivered the final lines rousingly, and the audience leapt to its feet.
او آخرین خطوط را با شور و هیجان ارائه کرد و تماشاچیان از جا برخاستند.
the crowd cheered rousingly when the underdog took the lead.
تماشاچیان با شور و هیجان تشویق کردند وقتی تیم بازندهها جلو افتادند.
she spoke rousingly about teamwork, and the room felt energized.
او با شور و هیجان در مورد کار گروهی صحبت کرد و اتاق پر از انرژی شد.
the drums beat rousingly through the streets during the parade.
در طول رژه، طبلها با شور و هیجان در خیابانها طنینانداز شدند.
they toasted rousingly to the winners, laughing and singing late into the night.
آنها با شور و هیجان به افتخار برندگان، خندیدند و تا دیروقت آواز خواندند.
the coach praised the team rousingly after the comeback victory.
مربی پس از پیروزی بازگشت، با شور و هیجان از تیم تعریف کرد.
the novelist described the rescue rousingly, and readers felt their hearts race.
نویسنده رهایی را با شور و هیجان توصیف کرد و خوانندگان احساس کردند ضربان قلبشان بالا رفته است.
the pianist closed the concert rousingly, drawing cheers from every row.
پیانیست با شور و هیجان کنسرت را به پایان رساند و تشویق از هر ردی دریافت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید