routeway

[ایالات متحده]/ˈruːtweɪ/
[بریتانیا]/ˈruːtweɪ/

ترجمه

n. مسیر یا راه برای سفر
Word Forms
جمعrouteways

عبارات و ترکیب‌ها

main routeway

مسیر اصلی

alternative routeway

مسیر جایگزین

scenic routeway

مسیر دیدنی

direct routeway

مسیر مستقیم

urban routeway

مسیر شهری

rural routeway

مسیر روستایی

historic routeway

مسیر تاریخی

coastal routeway

مسیر ساحلی

pedestrian routeway

مسیر پیاده‌رو

bicycle routeway

مسیر دوچرخه

جملات نمونه

the ancient routeway connected different civilizations.

مسیر باستانی تمدن‌های مختلف را به هم متصل می‌کرد.

we followed the scenic routeway through the mountains.

ما مسیر دیدنی را از میان کوه‌ها دنبال کردیم.

the routeway was marked by old stone markers.

مسیر با نشانه‌های سنگی قدیمی مشخص شده بود.

they discovered a hidden routeway leading to the coast.

آنها یک مسیر پنهان به سمت ساحل کشف کردند.

many hikers prefer the less traveled routeway.

بسیاری از کوهنوردان مسیر کمتر رفت و آمد را ترجیح می‌دهند.

the routeway was crucial for trade in ancient times.

مسیر در زمان‌های قدیم برای تجارت بسیار مهم بود.

they are planning to restore the old routeway.

آنها قصد دارند مسیر قدیمی را بازسازی کنند.

the routeway offers stunning views of the landscape.

مسیر مناظر خیره‌کننده از چشم‌انداز را ارائه می‌دهد.

local wildlife often uses the routeway for migration.

حیات وحش محلی اغلب از مسیر برای مهاجرت استفاده می‌کند.

the routeway was once a major thoroughfare for travelers.

مسیر زمانی یک مسیر اصلی برای مسافران بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید