| جمع | rubors |
rubor in cheek
قرمزی در گونه
rubor and swelling
قرمزی و تورم
rubor of skin
قرمزی پوست
rubor on face
قرمزی روی صورت
rubor and heat
قرمزی و گرما
rubor response
واکنش قرمزی
rubor in inflammation
قرمزی در التهاب
rubor of eyes
قرمزی چشمها
rubor as symptom
قرمزی به عنوان علائم
rubor during exam
قرمزی در حین معاینه
rubor can indicate embarrassment or shame.
قرمزی پوست میتواند نشاندهنده شرم یا خجالت باشد.
she felt a rubor creeping up her cheeks.
او احساس کرد قرمزی روی گونههایش در حال خزیدن است.
the doctor noted the rubor on his skin.
پزشک قرمزی پوست او را یادداشت کرد.
rubor is often a sign of inflammation.
قرمزی پوست اغلب نشانه التهاب است.
he tried to hide the rubor of his face.
او سعی کرد قرمزی صورت خود را پنهان کند.
rubor can occur due to various skin conditions.
قرمزی پوست میتواند به دلیل شرایط مختلف پوستی رخ دهد.
after the compliment, a rubor spread across her face.
پس از تعریف، قرمزی روی صورت او پخش شد.
he experienced a sudden rubor during the speech.
او در حین سخنرانی دچار قرمزی ناگهانی شد.
rubor can be a normal response to heat.
قرمزی پوست میتواند یک پاسخ طبیعی به گرما باشد.
she noticed a rubor on her child's cheeks.
او متوجه قرمزی روی گونههای فرزندش شد.
rubor in cheek
قرمزی در گونه
rubor and swelling
قرمزی و تورم
rubor of skin
قرمزی پوست
rubor on face
قرمزی روی صورت
rubor and heat
قرمزی و گرما
rubor response
واکنش قرمزی
rubor in inflammation
قرمزی در التهاب
rubor of eyes
قرمزی چشمها
rubor as symptom
قرمزی به عنوان علائم
rubor during exam
قرمزی در حین معاینه
rubor can indicate embarrassment or shame.
قرمزی پوست میتواند نشاندهنده شرم یا خجالت باشد.
she felt a rubor creeping up her cheeks.
او احساس کرد قرمزی روی گونههایش در حال خزیدن است.
the doctor noted the rubor on his skin.
پزشک قرمزی پوست او را یادداشت کرد.
rubor is often a sign of inflammation.
قرمزی پوست اغلب نشانه التهاب است.
he tried to hide the rubor of his face.
او سعی کرد قرمزی صورت خود را پنهان کند.
rubor can occur due to various skin conditions.
قرمزی پوست میتواند به دلیل شرایط مختلف پوستی رخ دهد.
after the compliment, a rubor spread across her face.
پس از تعریف، قرمزی روی صورت او پخش شد.
he experienced a sudden rubor during the speech.
او در حین سخنرانی دچار قرمزی ناگهانی شد.
rubor can be a normal response to heat.
قرمزی پوست میتواند یک پاسخ طبیعی به گرما باشد.
she noticed a rubor on her child's cheeks.
او متوجه قرمزی روی گونههای فرزندش شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید