rubor

[ایالات متحده]/ˈruːbɔː/
[بریتانیا]/ˈruːbɔːr/

ترجمه

n. قرمزی پوست به دلیل التهاب یا گشاد شدن مویرگ‌ها
Word Forms
جمعrubors

عبارات و ترکیب‌ها

rubor in cheek

قرمزی در گونه

rubor and swelling

قرمزی و تورم

rubor of skin

قرمزی پوست

rubor on face

قرمزی روی صورت

rubor and heat

قرمزی و گرما

rubor response

واکنش قرمزی

rubor in inflammation

قرمزی در التهاب

rubor of eyes

قرمزی چشم‌ها

rubor as symptom

قرمزی به عنوان علائم

rubor during exam

قرمزی در حین معاینه

جملات نمونه

rubor can indicate embarrassment or shame.

قرمزی پوست می‌تواند نشان‌دهنده شرم یا خجالت باشد.

she felt a rubor creeping up her cheeks.

او احساس کرد قرمزی روی گونه‌هایش در حال خزیدن است.

the doctor noted the rubor on his skin.

پزشک قرمزی پوست او را یادداشت کرد.

rubor is often a sign of inflammation.

قرمزی پوست اغلب نشانه التهاب است.

he tried to hide the rubor of his face.

او سعی کرد قرمزی صورت خود را پنهان کند.

rubor can occur due to various skin conditions.

قرمزی پوست می‌تواند به دلیل شرایط مختلف پوستی رخ دهد.

after the compliment, a rubor spread across her face.

پس از تعریف، قرمزی روی صورت او پخش شد.

he experienced a sudden rubor during the speech.

او در حین سخنرانی دچار قرمزی ناگهانی شد.

rubor can be a normal response to heat.

قرمزی پوست می‌تواند یک پاسخ طبیعی به گرما باشد.

she noticed a rubor on her child's cheeks.

او متوجه قرمزی روی گونه‌های فرزندش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید