ruefulness

[ایالات متحده]/ˈruːfəl.nəs/
[بریتانیا]/ˈruːfəl.nəs/

ترجمه

n. اندوه؛ ترحم؛ همدردی؛ اندوه؛ همدردی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

deep ruefulness

غم عمیق

sense of ruefulness

حس غمگینی

ruefulness in silence

غمگینی در سکوت

ruefulness of choices

غم انتخاب‌ها

ruefulness expressed

غم ابراز شده

tinged with ruefulness

آغشته به غم

ruefulness and regret

غم و ندامت

quiet ruefulness

غم خاموش

ruefulness in reflection

غم در بازتاب

ruefulness of youth

غم جوانی

جملات نمونه

his ruefulness was evident after he missed the opportunity.

پس از دست دادن فرصت، غم و اندوه آشکار او قابل توجه بود.

she spoke with ruefulness about her past mistakes.

او با حسرت در مورد اشتباهات گذشته‌اش صحبت کرد.

there was a sense of ruefulness in his voice as he recalled the event.

در حالی که او خاطره آن رویداد را به یاد می‌آورد، حسرت در صدای او مشهود بود.

with ruefulness, he acknowledged his failure to act in time.

با حسرت، او اعتراف کرد که نتوانسته به موقع عمل کند.

her ruefulness was clear when she saw the missed chance.

وقتی فرصت را از دست داد، حسرت او آشکار بود.

he felt a deep sense of ruefulness for not pursuing his dreams.

او احساس عمیق حسرت کرد که نتوانست به دنبال رویاهایش برود.

they looked back with ruefulness at their lost friendship.

آنها با حسرت به دوستی از دست رفته خود نگاه کردند.

the ruefulness in her eyes spoke volumes about her regrets.

حسرت در چشمان او حجم زیادی از پشیمانی‌هایش را نشان می‌داد.

his ruefulness about the decision lingered for years.

حسرت او در مورد آن تصمیم سال‌ها طول کشید.

in a moment of ruefulness, he wished he had listened to her advice.

در لحظه‌ای از حسرت، آرزو کرد که به نصیحت او گوش می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید