rule-breaking behavior
رفتار خلاف قوانین
rule-breaking antics
رفتارهای خلاف قوانین
rule-breaking student
دانشآموز خلاف قوانین
rule-breaking actions
اقدامات خلاف قوانین
rule-breaking incident
حادثه خلاف قوانین
rule-breaking attempt
تلاش خلاف قوانین
rule-breaking conduct
رفتار خلاف قوانین
rule-breaking spree
سری اقدامات خلاف قوانین
the company frowned upon rule-breaking behavior in the workplace.
شرکت به رفتار نقض قوانین در محیط کار نگاهی نامطلوب داشت.
his history of rule-breaking made it hard to trust him.
تاریخچه نقض قوانین او باعث شد که دیگران به او اعتماد نکنند.
she faced consequences for her rule-breaking actions during the exam.
او به دلیل اقدامات نقض قوانین خود در حین امتحان با عواقب مواجه شد.
the team's success was partly due to their innovative rule-breaking strategies.
موفقیت تیم به درجه ای بود که به دلیل استراتژیهای نقض قوانین نوآورانهشان بود.
he was known for his casual attitude and occasional rule-breaking.
او به دلیل نگرش غیرواضح و نقض قوانین از آن جملهای بود.
the new policy aims to discourage any further rule-breaking incidents.
سیاست جدید به منظور جلوگیری از وقوع هرگونه نقض قوانین دیگر است.
despite the warnings, he continued his pattern of rule-breaking.
هر چند هشدار داده شده بود، او الگوی نقض قوانین خود را ادامه داد.
the student received a detention for repeated rule-breaking in class.
دانشآموز به دلیل تکرار نقض قوانین در کلاس به مکانی برای اسارت فرستاده شد.
the manager addressed the issue of rule-breaking during the staff meeting.
مدیر در جلسه کارکنان به مسئله نقض قوانین پرداخت.
their rule-breaking antics led to their expulsion from the club.
رفتارهای نقض قوانین آنها باعث شد که از کلوب کنار گذاشته شوند.
the investigation focused on identifying the perpetrators of the rule-breaking.
تحقيق بر روی شناسایی افرادی که قوانین را نقض کرده بودند، متمرکز بود.
rule-breaking behavior
رفتار خلاف قوانین
rule-breaking antics
رفتارهای خلاف قوانین
rule-breaking student
دانشآموز خلاف قوانین
rule-breaking actions
اقدامات خلاف قوانین
rule-breaking incident
حادثه خلاف قوانین
rule-breaking attempt
تلاش خلاف قوانین
rule-breaking conduct
رفتار خلاف قوانین
rule-breaking spree
سری اقدامات خلاف قوانین
the company frowned upon rule-breaking behavior in the workplace.
شرکت به رفتار نقض قوانین در محیط کار نگاهی نامطلوب داشت.
his history of rule-breaking made it hard to trust him.
تاریخچه نقض قوانین او باعث شد که دیگران به او اعتماد نکنند.
she faced consequences for her rule-breaking actions during the exam.
او به دلیل اقدامات نقض قوانین خود در حین امتحان با عواقب مواجه شد.
the team's success was partly due to their innovative rule-breaking strategies.
موفقیت تیم به درجه ای بود که به دلیل استراتژیهای نقض قوانین نوآورانهشان بود.
he was known for his casual attitude and occasional rule-breaking.
او به دلیل نگرش غیرواضح و نقض قوانین از آن جملهای بود.
the new policy aims to discourage any further rule-breaking incidents.
سیاست جدید به منظور جلوگیری از وقوع هرگونه نقض قوانین دیگر است.
despite the warnings, he continued his pattern of rule-breaking.
هر چند هشدار داده شده بود، او الگوی نقض قوانین خود را ادامه داد.
the student received a detention for repeated rule-breaking in class.
دانشآموز به دلیل تکرار نقض قوانین در کلاس به مکانی برای اسارت فرستاده شد.
the manager addressed the issue of rule-breaking during the staff meeting.
مدیر در جلسه کارکنان به مسئله نقض قوانین پرداخت.
their rule-breaking antics led to their expulsion from the club.
رفتارهای نقض قوانین آنها باعث شد که از کلوب کنار گذاشته شوند.
the investigation focused on identifying the perpetrators of the rule-breaking.
تحقيق بر روی شناسایی افرادی که قوانین را نقض کرده بودند، متمرکز بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید