rule-breaking

[ایالات متحده]/[ruːlˈbreɪkɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈruːlˌbreɪkɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل شکستن قوانین؛ کسی که به طور مکرر قوانین را می‌شکنند.
adj. تمایل به شکستن قوانین؛ نامر守.

عبارات و ترکیب‌ها

rule-breaking behavior

رفتار خلاف قوانین

rule-breaking antics

رفتارهای خلاف قوانین

rule-breaking student

دانش‌آموز خلاف قوانین

rule-breaking actions

اقدامات خلاف قوانین

rule-breaking incident

حادثه خلاف قوانین

rule-breaking attempt

تلاش خلاف قوانین

rule-breaking conduct

رفتار خلاف قوانین

rule-breaking spree

سری اقدامات خلاف قوانین

جملات نمونه

the company frowned upon rule-breaking behavior in the workplace.

شرکت به رفتار نقض قوانین در محیط کار نگاهی نامطلوب داشت.

his history of rule-breaking made it hard to trust him.

تاریخچه نقض قوانین او باعث شد که دیگران به او اعتماد نکنند.

she faced consequences for her rule-breaking actions during the exam.

او به دلیل اقدامات نقض قوانین خود در حین امتحان با عواقب مواجه شد.

the team's success was partly due to their innovative rule-breaking strategies.

موفقیت تیم به درجه ای بود که به دلیل استراتژی‌های نقض قوانین نوآورانه‌شان بود.

he was known for his casual attitude and occasional rule-breaking.

او به دلیل نگرش غیرواضح و نقض قوانین از آن جمله‌ای بود.

the new policy aims to discourage any further rule-breaking incidents.

سیاست جدید به منظور جلوگیری از وقوع هرگونه نقض قوانین دیگر است.

despite the warnings, he continued his pattern of rule-breaking.

هر چند هشدار داده شده بود، او الگوی نقض قوانین خود را ادامه داد.

the student received a detention for repeated rule-breaking in class.

دانش‌آموز به دلیل تکرار نقض قوانین در کلاس به مکانی برای اسارت فرستاده شد.

the manager addressed the issue of rule-breaking during the staff meeting.

مدیر در جلسه کارکنان به مسئله نقض قوانین پرداخت.

their rule-breaking antics led to their expulsion from the club.

رفتارهای نقض قوانین آن‌ها باعث شد که از کلوب کنار گذاشته شوند.

the investigation focused on identifying the perpetrators of the rule-breaking.

تحقيق بر روی شناسایی افرادی که قوانین را نقض کرده بودند، متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید