rumoring about
در حال شایعه پراکنی درباره
rumoring around
در حال شایعه پراکنی در اطراف
rumoring again
باز هم در حال شایعه پراکنی
rumoring quietly
در حال شایعه پراکنی به طور پنهانی
rumoring loudly
در حال شایعه پراکنی با صدای بلند
rumoring now
اکنون در حال شایعه پراکنی
rumoring online
در حال شایعه پراکنی آنلاین
rumoring secretly
در حال شایعه پراکنی به طور مخفیانه
rumoring widely
به طور گسترده در حال شایعه پراکنی
rumoring frequently
به طور مکرر در حال شایعه پراکنی
they are rumoring about a possible merger.
آنها در مورد احتمال ادغام شایعه پراکنی میکنند.
she heard them rumoring about her promotion.
او شنید که آنها در مورد ارتقای شغلی او شایعه پراکنی میکنند.
people are rumoring that the event will be canceled.
افراد شایعه پراکنی میکنند که رویداد لغو خواهد شد.
rumoring has caused a lot of confusion among the staff.
شایعه پراکنی باعث سردرگمی زیادی در بین کارکنان شده است.
they are rumoring that a new product is coming soon.
آنها شایعه پراکنی میکنند که به زودی یک محصول جدید عرضه خواهد شد.
rumoring can sometimes lead to misunderstandings.
شایعه پراکنی گاهی اوقات میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
he is tired of people rumoring about his personal life.
او از اینکه مردم در مورد زندگی شخصی او شایعه پراکنی میکنند خسته شده است.
they are rumoring that the company is facing financial issues.
آنها شایعه پراکنی میکنند که شرکت با مشکلات مالی مواجه است.
there are rumors rumoring about the new ceo's plans.
شایعاتی در مورد برنامههای مدیرعامل جدید وجود دارد.
she was upset by the rumors rumoring around the office.
او از شایعاتی که در اطراف دفتر وجود داشت ناراحت بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید