rumour

[ایالات متحده]/'ru:mə/
[بریتانیا]/ˈrumɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شایعه
vt. شایعات را پخش کردن
Word Forms
جمعrumours
شکل سوم شخص مفردrumours
قسمت سوم فعلrumoured
زمان گذشتهrumoured

عبارات و ترکیب‌ها

spreading rumours

گسترش شایعات

rumour has it

شنیده شده است

rumour mill

ماشین شایعه

rumour monger

پخش‌کننده شایعه

rumour has wings

شایعه سریع است

rumour control

کنترل شایعات

rumour campaign

کمپین شایعه

rumour debunked

شایعه رد شد

stop spreading rumours

از انتشار شایعات خودداری کنید

جملات نمونه

A rumour is abroad.

یک شایعه در حال گردش است.

The rumour is beyond belief.

این شایعه باورپذیر نیست.

The rumour was hotly denied.

شایعه به شدت رد شد.

the rumours were hotly denied.

شایعات به شدت رد شدند.

they found that the rumour was only too true.

آنها متوجه شدند که شایعه کاملاً درست است.

Rumours about the plague were rife.

شایعات مربوط به طاعون فراوان بود.

trace a rumour to its source

ردیابی یک شایعه تا منبع آن

The rumour quickly spread through the village.

شایعه به سرعت در روستا پخش شد.

He buzzed the rumour everywhere.

او شایعه را همه جا پخش کرد.

Who spread these rumours?

چه کسی این شایعات را پخش کرد؟

rumours of a further scandal abound.

شایعات مربوط به یک رسوایی بیشتر فراوان است.

I'd heard rumours, but discounted them.

شنیده بودم شایعاتی وجود دارد، اما آنها را نادیده گرفتم/تخفیف دادم.

rumours were flying around Manchester.

شایعات در حال گردش در منچستر بود.

the company was rumoured to have paid 450p a share.

گفته می شود شرکت 450 پنس به ازای هر سهم پرداخت کرده است.

rumours of prodigious happenings, such as monstrous births.

گمانه هایی در مورد وقایع بزرگ، مانند تولدهای عجیب و غریب.

the streets were rife with rumour and fear.

بازار با شایعات و ترس آکنده بود.

نمونه‌های واقعی

Then Giuliani hears an incredible rumour.

سپس گیولیانی یک شایعه باورنکردنی می شنود.

منبع: Giuliani's 911

Although, I will say I heard a rumour about Ashley.

با این حال، باید بگویم شایعه ای در مورد اشلی شنیدم.

منبع: Dad takes you to learn vocabulary.

There are even rumours of a plot to oust him sooner.

حتی شایعاتی وجود دارد مبنی بر اینکه نقشه ای برای خلع او زودتر وجود دارد.

منبع: The Economist (Summary)

Only, it was the civilisational might of Persia and this was no rumour.

فقط این قدرت تمدنی ایران بود و این یک شایعه نبود.

منبع: Curious Muse

Information is sparse. Rumours abound. Has Gamelin committed suicide? No.

اطلاعات کم است. شایعات فراوان است. آیا گامِلین خودکشی کرده است؟ نه.

منبع: The Apocalypse of World War II

Unfortunately, it's a rumour that was said of a lot of women back then.

متاسفانه، این شایعه ای بود که در آن زمان در مورد بسیاری از زنان گفته می شد.

منبع: Women Who Changed the World

Interestingly, it was also rumoured that Hitler hated makeup and specifically he hated red lipstick.

جالب اینجاست که شایعه شده بود هیتلر از آرایش و به طور خاص رژ لب متنفر بود.

منبع: British Vintage Makeup Tutorial

Yes, he's heard a rumour of some Russian nurses working in...Wan...Wan Chai?

بله، او شایعه ای از پرستاران روسی که در...وان...وان چای کار می کنند شنیده است؟

منبع: Downton Abbey (Audio Version) Season 5

A rumour is a story which is circulating.

یک شایعه داستانی است که در حال گردش است.

منبع: Dad takes you to learn vocabulary.

I don't know his band Ugly Rumours.

من گروه بدنام او Ugly Rumours را نمی شناسم.

منبع: Rock documentary

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید