sabered

[ایالات متحده]/ˈseɪbəd/
[بریتانیا]/ˈseɪbərd/

ترجمه

v. با شمشیر بریدن

عبارات و ترکیب‌ها

sabered attack

حمله صبردار

sabered edge

لبه صبردار

sabered weapon

سلاح صبردار

sabered thrust

ضربه صبردار

sabered strike

ضربه صبردار

sabered duel

دوئل صبردار

sabered combat

نبرد صبردار

sabered knight

شوالیه صبردار

sabered charge

حمله با شتاب

sabered defense

دفاع صبردار

جملات نمونه

he sabered the champagne bottle with great skill.

او بطری شامپاین را با مهارت فراوان باز کرد.

the soldier sabered his opponent in a duel.

سرباز حریف خود را در یک دوئل باز کرد.

she sabered the cake for the celebration.

او کیک را برای جشن باز کرد.

they sabered the wine to mark the occasion.

آنها بطری شراب را برای بزرگداشت مناسبت باز کردند.

he sabered his way through the crowd to reach the stage.

او از میان جمعیت عبور کرد و برای رسیدن به صحنه بطری را باز کرد.

during the party, he sabered several bottles of champagne.

در طول مهمانی، او چند بطری شامپاین را باز کرد.

the chef sabered the seafood platter for the guests.

سرآشپز برای مهمانان بشقاب غذاهای دریایی را باز کرد.

she expertly sabered the bottle, impressing everyone.

او با مهارت بطری را باز کرد و همه را تحت تاثیر قرار داد.

they celebrated their victory by saber-ing a bottle of champagne.

آنها پیروزی خود را با باز کردن یک بطری شامپاین جشن گرفتند.

the tradition of saber-ing champagne dates back centuries.

رسوم باز کردن شامپاین با استفاده از شمشیر قرن‌ها قدمت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید