sabering champagne
باز کردن شیشه شامپاین
sabering a bottle
باز کردن یک بطری
sabering technique
تکنیک سابرینگ
sabering ceremony
آیین سابرینگ
sabering party
جشن سابرینگ
sabering skill
مهارت سابرینگ
sabering practice
تمرین سابرینگ
sabering event
رویداد سابرینگ
sabering style
سبک سابرینگ
sabering tradition
آداب و رسوم سابرینگ
he is sabering the champagne bottle to celebrate.
او در حال باز کردن بطری شامپاین برای جشن گرفتن است.
they enjoyed sabering at the wedding reception.
آنها از باز کردن بطری در مهمانی عروسی لذت بردند.
sabering is a fun tradition at parties.
باز کردن بطری یک سنت سرگرم کننده در مهمانی ها است.
she learned the art of sabering from her father.
او هنر باز کردن بطری را از پدرش یاد گرفت.
he demonstrated sabering skills during the event.
او مهارت های باز کردن بطری را در طول رویداد به نمایش گذاشت.
sabering adds excitement to any celebration.
باز کردن بطری هیجان را به هر جشن اضافه می کند.
they captured the moment of sabering on camera.
آنها لحظه باز کردن بطری را با دوربین ثبت کردند.
sabering requires a sharp knife and confidence.
باز کردن بطری به یک چاقوی تیز و اعتماد به نفس نیاز دارد.
he practiced sabering to impress his friends.
او برای تحت تاثیر قرار دادن دوستانش تمرین باز کردن بطری کرد.
at the party, they took turns sabering bottles.
در مهمانی، آنها نوبت باز کردن بطری را انجام دادند.
sabering champagne
باز کردن شیشه شامپاین
sabering a bottle
باز کردن یک بطری
sabering technique
تکنیک سابرینگ
sabering ceremony
آیین سابرینگ
sabering party
جشن سابرینگ
sabering skill
مهارت سابرینگ
sabering practice
تمرین سابرینگ
sabering event
رویداد سابرینگ
sabering style
سبک سابرینگ
sabering tradition
آداب و رسوم سابرینگ
he is sabering the champagne bottle to celebrate.
او در حال باز کردن بطری شامپاین برای جشن گرفتن است.
they enjoyed sabering at the wedding reception.
آنها از باز کردن بطری در مهمانی عروسی لذت بردند.
sabering is a fun tradition at parties.
باز کردن بطری یک سنت سرگرم کننده در مهمانی ها است.
she learned the art of sabering from her father.
او هنر باز کردن بطری را از پدرش یاد گرفت.
he demonstrated sabering skills during the event.
او مهارت های باز کردن بطری را در طول رویداد به نمایش گذاشت.
sabering adds excitement to any celebration.
باز کردن بطری هیجان را به هر جشن اضافه می کند.
they captured the moment of sabering on camera.
آنها لحظه باز کردن بطری را با دوربین ثبت کردند.
sabering requires a sharp knife and confidence.
باز کردن بطری به یک چاقوی تیز و اعتماد به نفس نیاز دارد.
he practiced sabering to impress his friends.
او برای تحت تاثیر قرار دادن دوستانش تمرین باز کردن بطری کرد.
at the party, they took turns sabering bottles.
در مهمانی، آنها نوبت باز کردن بطری را انجام دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید