sabering

[ایالات متحده]/ˈseɪbərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈseɪbərɪŋ/

ترجمه

v. عمل برش با شمشیر

عبارات و ترکیب‌ها

sabering champagne

باز کردن شیشه شامپاین

sabering a bottle

باز کردن یک بطری

sabering technique

تکنیک سابرینگ

sabering ceremony

آیین سابرینگ

sabering party

جشن سابرینگ

sabering skill

مهارت سابرینگ

sabering practice

تمرین سابرینگ

sabering event

رویداد سابرینگ

sabering style

سبک سابرینگ

sabering tradition

آداب و رسوم سابرینگ

جملات نمونه

he is sabering the champagne bottle to celebrate.

او در حال باز کردن بطری شامپاین برای جشن گرفتن است.

they enjoyed sabering at the wedding reception.

آنها از باز کردن بطری در مهمانی عروسی لذت بردند.

sabering is a fun tradition at parties.

باز کردن بطری یک سنت سرگرم کننده در مهمانی ها است.

she learned the art of sabering from her father.

او هنر باز کردن بطری را از پدرش یاد گرفت.

he demonstrated sabering skills during the event.

او مهارت های باز کردن بطری را در طول رویداد به نمایش گذاشت.

sabering adds excitement to any celebration.

باز کردن بطری هیجان را به هر جشن اضافه می کند.

they captured the moment of sabering on camera.

آنها لحظه باز کردن بطری را با دوربین ثبت کردند.

sabering requires a sharp knife and confidence.

باز کردن بطری به یک چاقوی تیز و اعتماد به نفس نیاز دارد.

he practiced sabering to impress his friends.

او برای تحت تاثیر قرار دادن دوستانش تمرین باز کردن بطری کرد.

at the party, they took turns sabering bottles.

در مهمانی، آنها نوبت باز کردن بطری را انجام دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید