sainted

[ایالات متحده]/ˈseɪntɪd/
[بریتانیا]/ˈseɪntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قدیس شده؛ بسیار مورد احترام یا ارادت؛ به بهشت صعود کرده

عبارات و ترکیب‌ها

sainted soul

روح مقدس

sainted figure

شخصیت مقدس

sainted memory

خاطره مقدس

sainted life

زندگی مقدس

sainted heart

قلب مقدس

sainted name

نام مقدس

sainted cause

هدف مقدس

sainted path

مسیر مقدس

sainted light

نور مقدس

sainted love

عشق مقدس

جملات نمونه

she was sainted for her selfless acts of kindness.

او به خاطر اعمال خیرخواهانه و بی‌منت خود تقدیس شد.

the sainted figure inspired many with his teachings.

شخصیت مورد احترام، با آموزه‌های خود الهام‌بخش بسیاری شد.

in the church, the sainted relics are displayed with reverence.

در کلیسا، بقایای مورد احترام با احترام خاصی به نمایش گذاشته می‌شوند.

her sainted reputation made her a beloved community leader.

شهرت او به عنوان یک شخص مورد احترام، او را به یک رهبر محبوب جامعه تبدیل کرد.

the sainted ones are often remembered on special days.

افراد مورد احترام اغلب در روزهای خاص مورد یاد هستند.

he spoke of the sainted past with great nostalgia.

او با نوستالژی فراوان از گذشته مورد احترام صحبت کرد.

many people believe that sainted individuals can intercede for them.

بسیاری از مردم معتقدند که افراد مورد احترام می‌توانند از آنها حمایت کنند.

the sainted narrative shaped the town's identity.

داستان مورد احترام، هویت شهر را شکل داد.

her sainted dedication to charity did not go unnoticed.

تعهد او به عنوان یک شخص مورد احترام به خیریه نادیده گرفته نشد.

they gathered to celebrate the life of a sainted hero.

آنها گرد هم آمدند تا زندگی یک قهرمان مورد احترام را جشن بگیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید