sawn wood
چوب بریده شده
sawn logs
تختههای بریده شده
sawn timber
چوب بریده شده
That dead branch ought to be sawn off.
آن شاخه مرده باید قطع شود.
The robbers used a sawn-off shotgun in the raid.
سارقان از یک ساچو در راهزنی استفاده کردند.
the top of each post is sawn off at railing height.
قسمت بالای هر ستون در ارتفاع نرده برش خورده است.
One quality of this kind of timber is that it can be sawn easily.
یکی از ویژگیهای این نوع چوب این است که میتوان به راحتی آن را برش داد.
staff were hoodwinked into thinking the cucumber was a sawn-off shotgun.
کارمندان فریب خوردند و فکر کردند خیار یک شاتگان کوتاه است.
the seats are sawn from well-seasoned elm planks.
صندلیها از الوارهای چوب Elm با کیفیت بالا تراشیده شدهاند.
He has already sawn the branches up; now we have plenty of firewood.
او قبلاً شاخهها را برش زده است؛ حالا ما هیزم زیادی داریم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید