saws

[ایالات متحده]/sɔːz/
[بریتانیا]/sɔːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شخص سوم مفرد از saw، حرکت کردن به جلو و عقب؛ شخص سوم مفرد از saw، بریدن با اره
n. جمع saw، ابزاری برای بریدن؛ جمع تیغه اره

عبارات و ترکیب‌ها

hand saws

اره دستی

power saws

اره برقی

table saws

اره تخته‌ای

band saws

اره نواری

circular saws

اره گرد

saws cut

اره برش می‌دهد

saws wood

اره چوب

saws metal

اره فلز

saws blades

تیغه‌های اره

saws safely

به طور ایمن اره بزنید

جملات نمونه

he saws wood every saturday for his projects.

او هر شنبه برای پروژه‌هایش چوب می‌بُرد.

the carpenter saws the logs into smaller pieces.

نجار سیاهه ها را به قطعات کوچکتر تبدیل می‌کند.

she saws through the thick branches with ease.

او به راحتی از میان شاخه‌های ضخیم عبور می‌کند.

they saws their way through the dense forest.

آنها از میان جنگل انبوه عبور می‌کنند.

the team saws the metal sheets for the construction.

تیم ورق‌های فلزی را برای ساخت و ساز برش می‌دهد.

he carefully saws the pieces to ensure a perfect fit.

او با دقت قطعات را برش می‌دهد تا تناسب کامل را تضمین کند.

she saws the plastic with a special tool.

او پلاستیک را با یک ابزار خاص برش می‌دهد.

the saws need to be sharpened regularly.

سیاهه ها باید به طور منظم تیز شوند.

he uses a hand saws for detailed work.

او از سیاهه دستی برای کارهای دقیق استفاده می‌کند.

the saws are stored safely in the workshop.

سیاهه ها به طور ایمن در کارگاه نگهداری می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید