scandalmongering gossip
گossip تشنه به افترا
scandalmongering media
رسانه های تشنه به افترا
scandalmongering tactics
تاکتیک های تشنه به افترا
scandalmongering rumors
شایعات تشنه به افترا
scandalmongering behavior
رفتار تشنه به افترا
scandalmongering politics
سیاست تشنه به افترا
scandalmongering allegations
اتهامات تشنه به افترا
scandalmongering stories
داستان های تشنه به افترا
scandalmongering culture
فرهنگ تشنه به افترا
scandalmongering can destroy reputations overnight.
تبلیغات نادرست و دروغگویی میتواند شهرت افراد را یک شبه نابود کند.
the media's scandalmongering led to public outrage.
تبلیغات نادرست و دروغگویی رسانه ها منجر به خشم عمومی شد.
he was tired of the constant scandalmongering in the office.
او از تبلیغات نادرست و دروغگویی مداوم در دفتر کار خسته شده بود.
scandalmongering is often fueled by jealousy.
تبلیغات نادرست و دروغگویی اغلب توسط حسادت تقویت می شود.
they engaged in scandalmongering to undermine their rivals.
آنها برای تضعیف رقبای خود به تبلیغات نادرست و دروغگویی پرداختند.
scandalmongering can distract from important issues.
تبلیغات نادرست و دروغگویی می تواند توجه را از مسائل مهم منحرف کند.
the community was torn apart by scandalmongering.
جامعه توسط تبلیغات نادرست و دروغگویی از هم گسیخته شد.
she refused to participate in any scandalmongering.
او از شرکت در هرگونه تبلیغات نادرست و دروغگویی امتناع کرد.
scandalmongering often leads to misinformation.
تبلیغات نادرست و دروغگویی اغلب منجر به اطلاعات نادرست می شود.
his career suffered due to rampant scandalmongering.
به دلیل تبلیغات نادرست و دروغگویی گسترده، شغل او آسیب دید.
scandalmongering gossip
گossip تشنه به افترا
scandalmongering media
رسانه های تشنه به افترا
scandalmongering tactics
تاکتیک های تشنه به افترا
scandalmongering rumors
شایعات تشنه به افترا
scandalmongering behavior
رفتار تشنه به افترا
scandalmongering politics
سیاست تشنه به افترا
scandalmongering allegations
اتهامات تشنه به افترا
scandalmongering stories
داستان های تشنه به افترا
scandalmongering culture
فرهنگ تشنه به افترا
scandalmongering can destroy reputations overnight.
تبلیغات نادرست و دروغگویی میتواند شهرت افراد را یک شبه نابود کند.
the media's scandalmongering led to public outrage.
تبلیغات نادرست و دروغگویی رسانه ها منجر به خشم عمومی شد.
he was tired of the constant scandalmongering in the office.
او از تبلیغات نادرست و دروغگویی مداوم در دفتر کار خسته شده بود.
scandalmongering is often fueled by jealousy.
تبلیغات نادرست و دروغگویی اغلب توسط حسادت تقویت می شود.
they engaged in scandalmongering to undermine their rivals.
آنها برای تضعیف رقبای خود به تبلیغات نادرست و دروغگویی پرداختند.
scandalmongering can distract from important issues.
تبلیغات نادرست و دروغگویی می تواند توجه را از مسائل مهم منحرف کند.
the community was torn apart by scandalmongering.
جامعه توسط تبلیغات نادرست و دروغگویی از هم گسیخته شد.
she refused to participate in any scandalmongering.
او از شرکت در هرگونه تبلیغات نادرست و دروغگویی امتناع کرد.
scandalmongering often leads to misinformation.
تبلیغات نادرست و دروغگویی اغلب منجر به اطلاعات نادرست می شود.
his career suffered due to rampant scandalmongering.
به دلیل تبلیغات نادرست و دروغگویی گسترده، شغل او آسیب دید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید