scandalmongering

[ایالات متحده]/ˈskændəlˌmʌŋɡərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈskændəlˌmʌŋɡərɪŋ/

ترجمه

n. شخصی که شایعات یا رسوایی‌ها را پخش می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

scandalmongering gossip

گossip تشنه به افترا

scandalmongering media

رسانه های تشنه به افترا

scandalmongering tactics

تاکتیک های تشنه به افترا

scandalmongering rumors

شایعات تشنه به افترا

scandalmongering behavior

رفتار تشنه به افترا

scandalmongering politics

سیاست تشنه به افترا

scandalmongering allegations

اتهامات تشنه به افترا

scandalmongering stories

داستان های تشنه به افترا

scandalmongering culture

فرهنگ تشنه به افترا

جملات نمونه

scandalmongering can destroy reputations overnight.

تبلیغات نادرست و دروغ‌گویی می‌تواند شهرت افراد را یک شبه نابود کند.

the media's scandalmongering led to public outrage.

تبلیغات نادرست و دروغ‌گویی رسانه ها منجر به خشم عمومی شد.

he was tired of the constant scandalmongering in the office.

او از تبلیغات نادرست و دروغ‌گویی مداوم در دفتر کار خسته شده بود.

scandalmongering is often fueled by jealousy.

تبلیغات نادرست و دروغ‌گویی اغلب توسط حسادت تقویت می شود.

they engaged in scandalmongering to undermine their rivals.

آنها برای تضعیف رقبای خود به تبلیغات نادرست و دروغ‌گویی پرداختند.

scandalmongering can distract from important issues.

تبلیغات نادرست و دروغ‌گویی می تواند توجه را از مسائل مهم منحرف کند.

the community was torn apart by scandalmongering.

جامعه توسط تبلیغات نادرست و دروغ‌گویی از هم گسیخته شد.

she refused to participate in any scandalmongering.

او از شرکت در هرگونه تبلیغات نادرست و دروغ‌گویی امتناع کرد.

scandalmongering often leads to misinformation.

تبلیغات نادرست و دروغ‌گویی اغلب منجر به اطلاعات نادرست می شود.

his career suffered due to rampant scandalmongering.

به دلیل تبلیغات نادرست و دروغ‌گویی گسترده، شغل او آسیب دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید