rumormongering campaign
حمله انتشار خبرهای بیاساس
stopping rumormongering
توقف انتشار خبرهای بیاساس
rumormongering accusations
تاریخچه انتشار خبرهای بیاساس
avoiding rumormongering
جلوگیری از انتشار خبرهای بیاساس
rumormongering behavior
رفتار انتشار خبرهای بیاساس
end rumormongering
پایان دادن به انتشار خبرهای بیاساس
rumormongering online
انتشار خبرهای بیاساس در اینترنت
rumormongering incident
حادثه انتشار خبرهای بیاساس
counter rumormongering
مبارزه با انتشار خبرهای بیاساس
preventing rumormongering
جلوگیری از انتشار خبرهای بیاساس
the company denied the rumormongering about layoffs, stating it was completely false.
شرکت این گفتمانپردازی را نفی کرد و گفت که宣傳 کاملاً کاذب است.
he was known for his constant rumormongering, spreading gossip throughout the office.
او به خاطر گفتمانپردازیهای مداومش معروف بود و گپهایی را در سراسر دفتر پخش میکرد.
the politician strongly condemned the malicious rumormongering aimed at damaging his reputation.
سیاستمدار به شدت گفتمانپردازیهای بیپایانی را که به هدف آسیب رساندن به اعتبارش بود، محکوم کرد.
social media platforms struggle to combat the spread of rumormongering during crises.
پلتفرمهای رسانههای اجتماعی در تلاش برای مقابله با پخش گفتمانپردازی در زمان بحران دچار دشواری میشوند.
we need to be careful not to participate in any rumormongering, even if it seems harmless.
ما باید با دقت از شرکت در هر گفتمانپردازی خودداری کنیم، حتی اگر به نظر بیضرر برسد.
the journalist investigated the source of the rumormongering and exposed the truth.
گزارشنامهنویس منشأ گفتمانپردازی را بررسی کرد و راستی را آشکار کرد.
online forums can be breeding grounds for rumormongering and misinformation.
فرمهای اینترنتی میتوانند زمینههای تولید گفتمانپردازی و اطلاعات نادرست باشند.
the team faced a barrage of rumormongering following the disappointing game result.
تیم پس از نتیجه بازی ناامید کنندهای، با یک موج از گفتمانپردازی مواجه شد.
he warned against the dangers of engaging in baseless rumormongering.
او از خطرات شرکت در گفتمانپردازیهای بدون پایهای خبر داد.
the company launched a campaign to counter the rumormongering surrounding the merger.
شرکت یک حمله را برای مقابله با گفتمانپردازیهای اطراف ادغام راهاندازی کرد.
despite the evidence, the rumormongering persisted online.
با وجود شواهد، گفتمانپردازیها در اینترنت ادامه یافت.
rumormongering campaign
حمله انتشار خبرهای بیاساس
stopping rumormongering
توقف انتشار خبرهای بیاساس
rumormongering accusations
تاریخچه انتشار خبرهای بیاساس
avoiding rumormongering
جلوگیری از انتشار خبرهای بیاساس
rumormongering behavior
رفتار انتشار خبرهای بیاساس
end rumormongering
پایان دادن به انتشار خبرهای بیاساس
rumormongering online
انتشار خبرهای بیاساس در اینترنت
rumormongering incident
حادثه انتشار خبرهای بیاساس
counter rumormongering
مبارزه با انتشار خبرهای بیاساس
preventing rumormongering
جلوگیری از انتشار خبرهای بیاساس
the company denied the rumormongering about layoffs, stating it was completely false.
شرکت این گفتمانپردازی را نفی کرد و گفت که宣傳 کاملاً کاذب است.
he was known for his constant rumormongering, spreading gossip throughout the office.
او به خاطر گفتمانپردازیهای مداومش معروف بود و گپهایی را در سراسر دفتر پخش میکرد.
the politician strongly condemned the malicious rumormongering aimed at damaging his reputation.
سیاستمدار به شدت گفتمانپردازیهای بیپایانی را که به هدف آسیب رساندن به اعتبارش بود، محکوم کرد.
social media platforms struggle to combat the spread of rumormongering during crises.
پلتفرمهای رسانههای اجتماعی در تلاش برای مقابله با پخش گفتمانپردازی در زمان بحران دچار دشواری میشوند.
we need to be careful not to participate in any rumormongering, even if it seems harmless.
ما باید با دقت از شرکت در هر گفتمانپردازی خودداری کنیم، حتی اگر به نظر بیضرر برسد.
the journalist investigated the source of the rumormongering and exposed the truth.
گزارشنامهنویس منشأ گفتمانپردازی را بررسی کرد و راستی را آشکار کرد.
online forums can be breeding grounds for rumormongering and misinformation.
فرمهای اینترنتی میتوانند زمینههای تولید گفتمانپردازی و اطلاعات نادرست باشند.
the team faced a barrage of rumormongering following the disappointing game result.
تیم پس از نتیجه بازی ناامید کنندهای، با یک موج از گفتمانپردازی مواجه شد.
he warned against the dangers of engaging in baseless rumormongering.
او از خطرات شرکت در گفتمانپردازیهای بدون پایهای خبر داد.
the company launched a campaign to counter the rumormongering surrounding the merger.
شرکت یک حمله را برای مقابله با گفتمانپردازیهای اطراف ادغام راهاندازی کرد.
despite the evidence, the rumormongering persisted online.
با وجود شواهد، گفتمانپردازیها در اینترنت ادامه یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید