| جمع | schlemiels |
schlemiel in trouble
مشکلات شلمیِل
poor schlemiel
شلمیِل بیچاره
schlemiel at heart
شلمیِل از صمیم قلب
classic schlemiel
شلمیِل کلاسیک
schlemiel moment
لحظه شلمیِل
schlemiel behavior
رفتار شلمیِل
schlemiel character
شخصیت شلمیِل
schlemiel story
داستان شلمیِل
schlemiel type
نوع شلمیِل
schlemiel syndrome
سندرم شلمیِل
he always feels like a schlemiel when he spills coffee on himself.
او همیشه احساس میکند که یک شلمیله است وقتی که روی خودش قهوه میریزد.
don't be a schlemiel, just ask for help when you need it.
شلمیله نباشید، فقط وقتی به آن نیاز دارید کمک بخواهید.
she called him a schlemiel for forgetting their anniversary.
او او را به خاطر فراموش کردن سالگرد عشقشان یک شلمیله نامید.
being a schlemiel can sometimes lead to unexpected adventures.
گاهی اوقات بودن یک شلمیله میتواند منجر به ماجراهای غیرمنتظره شود.
he laughed it off, saying everyone has a schlemiel moment.
او آن را نادیده گرفت و گفت همه افراد یک لحظه شلمیله دارند.
in the movie, the main character is a lovable schlemiel.
در فیلم، شخصیت اصلی یک شلمیله دوستداشتنی است.
his friends often tease him for being such a schlemiel.
دوستانش اغلب او را به خاطر اینکه چنین شلمیلهای است، دست میگیرند.
she felt like a schlemiel when she tripped in front of everyone.
او احساس کرد که یک شلمیله است وقتی که در جلوی همه زمین خورد.
even a schlemiel can have their lucky day.
حتی یک شلمیله هم میتواند روز خوش خود را داشته باشد.
he often plays the role of the schlemiel in our group.
او اغلب نقش شلمیله را در گروه ما بازی میکند.
schlemiel in trouble
مشکلات شلمیِل
poor schlemiel
شلمیِل بیچاره
schlemiel at heart
شلمیِل از صمیم قلب
classic schlemiel
شلمیِل کلاسیک
schlemiel moment
لحظه شلمیِل
schlemiel behavior
رفتار شلمیِل
schlemiel character
شخصیت شلمیِل
schlemiel story
داستان شلمیِل
schlemiel type
نوع شلمیِل
schlemiel syndrome
سندرم شلمیِل
he always feels like a schlemiel when he spills coffee on himself.
او همیشه احساس میکند که یک شلمیله است وقتی که روی خودش قهوه میریزد.
don't be a schlemiel, just ask for help when you need it.
شلمیله نباشید، فقط وقتی به آن نیاز دارید کمک بخواهید.
she called him a schlemiel for forgetting their anniversary.
او او را به خاطر فراموش کردن سالگرد عشقشان یک شلمیله نامید.
being a schlemiel can sometimes lead to unexpected adventures.
گاهی اوقات بودن یک شلمیله میتواند منجر به ماجراهای غیرمنتظره شود.
he laughed it off, saying everyone has a schlemiel moment.
او آن را نادیده گرفت و گفت همه افراد یک لحظه شلمیله دارند.
in the movie, the main character is a lovable schlemiel.
در فیلم، شخصیت اصلی یک شلمیله دوستداشتنی است.
his friends often tease him for being such a schlemiel.
دوستانش اغلب او را به خاطر اینکه چنین شلمیلهای است، دست میگیرند.
she felt like a schlemiel when she tripped in front of everyone.
او احساس کرد که یک شلمیله است وقتی که در جلوی همه زمین خورد.
even a schlemiel can have their lucky day.
حتی یک شلمیله هم میتواند روز خوش خود را داشته باشد.
he often plays the role of the schlemiel in our group.
او اغلب نقش شلمیله را در گروه ما بازی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید