schnook

[ایالات متحده]/ʃnʊk/
[بریتانیا]/ʃnʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شخص احمق یا ساده‌لوح؛ شخصی که به راحتی فریب می‌خورد
Word Forms
جمعschnooks

عبارات و ترکیب‌ها

big schnook energy

انرژی schnook بزرگ

such a schnook

چه schnook ای!

schnook in disguise

Schnook در لباس مبدل

play the schnook

مثل schnook بازی کن

schnook at heart

Schnook از صمیم قلب

call him schnook

او را schnook صدا کن

schnook for love

برای عشق schnook

little schnook

Schnook کوچک

جملات نمونه

don't be a schnook and fall for their tricks.

فریب نخورید و در دام آن‌ها نیفتید.

he felt like a schnook after being cheated.

بعد از اینکه فریب خورد، احساس کرد احمق است.

she called him a schnook for trusting her too easily.

به خاطر اعتماد کردن به او خیلی آسان، او را احمق خطاب کرد.

don't be a schnook; always read the fine print.

احمق نباشید؛ همیشه حروف ریزه‌نویس را بخوانید.

he realized he was a schnook for believing the rumors.

متوجه شد که به خاطر باور کردن شایعات، احمق بوده است.

she warned him not to be a schnook in business.

به او هشدار داد که در تجارت احمق نباشد.

after the deal fell through, he felt like a schnook.

بعد از اینکه معامله شکست خورد، احساس کرد احمق است.

he didn't want to be seen as a schnook among his friends.

نخواست بین دوستانش به عنوان یک احمق دیده شود.

being a schnook can cost you a lot in life.

احمق بودن می‌تواند هزینه زیادی در زندگی برایتان داشته باشد.

she laughed at him for being such a schnook.

به خاطر اینکه چنین احمقی بود، به او خندید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید